سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

67

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

سزاوارترم ؛ بدليل آنكه او دختر عموى من است و هم خاله‌اش همسرم است . « زيد » گفت : من به او سزاوارترم ؛ به جهت آنكه پدر او برادر من است . داورى اين گفتگو بعهدهء رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله واگذار شد . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : حق با كسى است كه خاله او را در حباله ازدواجش دارد ؛ بدليل آنكه خاله بمنزله مادر است سپس براى توضيح بيشتر ، خطاب به على عليه السّلام ، فرمود : « انت منى و انا منك » و به « جعفر » ، فرمود : تو از نظر خوى و آفرينش مشابه من هستى و به « زيد » ، فرمود : تو برادر و مولاى ( آزاد شده ) ما هستى . مؤلف گويد : « بخارى » هم حديث را با همان متن و سند و بدون كم و زياد ، در كتاب « آغاز آفرينش » در باب « عمرة القضاء » و « بيهقى » هم در سنن خويش [ 8 / 5 ] از « براء » و « نسائى » هم در [ الخصائص ص 51 ] و « احمد حنبل » در [ المسند 1 / 98 ] از « هانى بن هانى » از حضرت على عليه السّلام با اندك اختلافى در لفظ و « حاكم » در [ مستدرك 3 / 120 ] از « هانى بن هانى » و « طحاوى » در [ مشكل الاثار 4 / 173 ] از « هانى بن هبيره » از حضرت على عليه السّلام و « خطيب بغدادى » در [ تاريخ بغداد 4 / 140 ] از « هانى بن هبيره » از حضرت على عليه السّلام ، روايت كرده‌اند . [ صحيح ترمذى 2 / 297 ] از « عمران بن حصين » روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در يكى از جنگها ، مسلمانان را بفرماندهى حضرت على عليه السّلام به كارزار فرستاد در اين جنگ كنيزى مورد توجه حضرت على عليه السّلام قرار گرفت اين قضيه براى جمعى از رزمندگان دستاويزى شد ( تا كينه خود را نسبت به او آشكار سازند ) چهار تن از اصحاب با يكديگر هم داستان شده تا در ملاقات با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله جريان را به اطلاع آن حضرت برسانند معمول آن بود هر گاه مبارزان از جنگ باز مىگشتند ، نخست به سلام كردن به آن حضرت مىشتافتند ، پس از آن به خانه‌هاى خود مىرفتند . پس از بازگشت از اين سريه ( جنگى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در آن شركت نداشته را « سريه » مىگويند )