سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
16
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
« خصائص » به چند طريق ، در ( صفحه 17 ) و به چند طريق ديگر در ( صفحه 18 ) ، نقل كردهاند . [ خصايص نسائى ص 4 ] به سند خود ، از « عبد الرحمن بن سابط » از « سعد » روايت كرده است كه در ميان جمعى حضور داشتم ، در اين هنگام سخن از نكوهش على بن ابيطالب عليه السّلام به ميان آمد ، از شنيدن آن اظهار ناراحتى كردم و گفتم : از كسى نكوهش مىكنيد كه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در حق او ( على عليه السّلام ) سه گونه ويژگى شنيدم كه آرزويم بود كه داراى يكى از آن خصلتها بودم . كه هرگاه چنين مىبود از نظر من ، بهتر بود از شتران سرخ موئى كه در اختيارم هستند . آرى ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله درباره على عليه السّلام ، فرمود : « انّه منّى بمنزلة هارون من موسى الَّا أنّه لا نبىّ بعدى » و فرمود : « لا عطينّ الرّاية غدا رجلا يحبّ اللَّه و رسوله و يحبّه الله و رسوله » و فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاة » . [ همان كتاب ص 14 ] به سند خود ، از « سعيد بن مسيّب » از « سعد بن ابى وقّاص » روايت كرده است ، هنگاميكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عازم غزوهء تبوك شد ، مخالفانى كه در مدينه بودند گفتند : اينكه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله ، على عليه السّلام را در مدينه باقى گذاشت ، دليل بر اينست كه از مصاحبت با او ملول و رنجيده خاطر شده و حاضر به هم صحبتى با او نمىباشد ! بمجرديكه اين سخن به گوش حضرت على عليه السّلام رسيد . سوار مركب شد و در پى آن حضرت حركت كرد ، در مسير بحضور مبارك رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شد ، به عرض رسانيد : مرا در مدينه ، در ميان زنان و كودكان باقى گذاشتهاى تا آنجا كه مخالفان اظهار مىكنند كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله از مصاحبت با على رنجيده خاطر شده است و به همين دليل او را در مدينه باقى گذاشته است ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : من تو را به جانشينى بر خاندانم برگزيدهام و حديث منزلت را در پاسخ او بيان فرمود . مؤلف گويد : « نسائى » اين جريان را در ( صفحه 14 ) به طريق ديگر با اندك