سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

12

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

« ابن مردويه » از حضرت على عليه السّلام نقل كرده است . [ مسند احمد حنبل 1 / 170 ] به سند خود ، از « عايشه » دختر « سعد » از پدرش روايت كرده است كه حضرت على عليه السّلام همراه با رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از مدينه بيرون رفت تا به محل « ثنيّة الوداع » رسيد ، على عليه السّلام در حالى كه مىگريست به پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله عرض كرد : تصميم داريد مرا در ميان گروه مخالفان باقى گذاريد . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آيا خرسند نيستى كه منزلت تو در نزد من ، برابر با منزلت هارون عليه السّلام در نزد موسى عليه السّلام باشد ، با اين تفاوت كه نبوّتى پس از من نيست . مؤلف گويد : « خطيب بغدادى » روايت مزبور را در [ تاريخ بغداد 8 / 52 ] و « نسائى » هم در [ خصايص ص 16 و 17 ] نقل كرده است و « سيوطى » هم در « الدّر المنثور » در تفسير آيه * ( رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ ) * ( سوره توبه ، آيه 87 و 93 ) حديث مورد بحث را نقل نموده و اضافه كرده : حديث مزبور را « ابن مردويه » از « سعد بن ابى وقّاص » روايت كرده است و در آن حديث چنين روايت شده كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله به منظور غزوه تبوك ، از مدينه بيرون رفت . در مسير خود به محل « ثنيّة الوداع » رسيد ( تا آخر حديث ) . [ مسند احمد بن حنبل 1 / 173 ] به سند خود ، از « سعيد بن مسيّب » روايت كرده است كه به « سعد بن مالك » گفتم : مىخواهم حديثى از تو بپرسم ليكن از پرسيدن آن واهمه دارم ! « سعد » گفت : چنان انديشه‌اى در دل خود راه مده ، اى برادر زاده ! هرگاه مىدانى از موضوعى باخبرم ، آن را از من بپرس و بيم و هراسى در دل خود راه مده ! گفتم : سؤال من اينست ، هنگامى كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله مىخواست عازم تبوك شود ، سخنى به على عليه السّلام فرمود ، مىخواهم از چگونگى آن باخبر شوم ! در پاسخ گفت : آرى ، هنگاميكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خواست عازم تبوك شود ، على عليه السّلام را در مدينه به جانشينى خود برگزيد ؛ حضرت على عليه السّلام كه چنان انتظارى نداشت ، عرضه داشت : يا رسول الله ! مرا در ميان زنان و كودكان و كسانى كه از حضور در