سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

13

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

جنگ خوددارى مىكنند ، جانشين خود قرار مىدهى ؟ ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آيا با چنين حالى كه از خود ابراز مىدارى ، خرسند نيستى كه نسبت به من همان منزلت را داشته باشى كه هارون عليه السّلام نسبت به حضرت موسى عليه السّلام داشت ؟ حضرت على عليه السّلام اظهار داشت : آرى ! از چنان نسبتى كمال خرسندى را دارم . سپس حضرت على عليه السّلام چنان با سرعت از حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عازم مدينه شد كه جز غبار قدمهاى مباركش چيز ديگرى از آن حضرت ظاهر نمىشد . [ همان كتاب 1 / 175 ] به سند خود ، از « سعيد بن مسيّب » روايت كرده است كه به « سعد بن مالك » گفتم : تو شخص باهوش و زيركى هستى در اين رابطه از تو سؤالى دارم . « سعد » گفت : چه سؤالى ؟ گفتم : سؤال من از حديث على عليه السّلام است . « سعد » پاسخ داد : حديث آن بود كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به حضرت على عليه السّلام ، فرمود : « اما ترضى ان تكون منّى بمنزلة هارون من موسى » على عليه السّلام فرمود عرضه داشتم : آرى ! به اين منزلت خرسند مىباشم . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : « بلى بلى » ( پذيرش حضرت على عليه السّلام را با تأكيدى كه آورده است ، تصديق نمود ) . [ همان كتاب 1 / 177 ] به سند خود ، از « ابن مسيّب » از « ابن سعد بن مالك » از پدرش روايت كرده است كه گفت : در يكى از روزها ، به ملاقات « سعد » رفتم . پس از تعارفات لازم گفتم : هنگامى كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ، حضرت على عليه السّلام را بجاى خود در مدينه برگزيد ، حديثى از تو نقل كرده‌اند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در آن هنگام آن حديث را بيان فرمود ، اينك غرض از ملاقات من با تو شنيدن همان حديث هست . « سعد » از شنيدن اين سخن خشمناك شده پرسيد : چه كسى اين موضوع را براى تو گفته است ؟ نخواستم بگويم اين حديث را از فرزندت شنيده‌ام ؛ بدليل اينكه مىدانستم هرگاه بگويم از پسر تو شنيده‌ام ، بر او خشمگين مىشود . سپس خود او گفت : هنگامى كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله عازم جنگ تبوك مىشد ، امير المؤمنين على عليه السّلام را به جانشينى خود در مدينه برگزيد . حضرت على عليه السّلام به