سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
111
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
نصره » . [ الرياض النضرة 2 / 169 ] از « رياح » نقل كرده است ، در يكى از اوقات كه حضرت على عليه السّلام جلوس فرموده بود ، مردى كه آثار سفر و گرد و غبار وى را فرا گرفته بود وارد شد و گفت : « السّلام عليك يا مولاى » ؛ درود بر تو اى مولاى من ! حضرت على عليه السّلام پرسيد : اين مرد كيست ؟ در پاسخ گفتند : « ابو ايّوب انصارى » است . فرمود : او را راه دهيد . وى را راه داده تا بحضور مبارك حضرت على عليه السّلام شرفياب شد و گفت : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » . اين حديث را « بغوى » در « معجم » خود نقل كرده است . [ همان كتاب 2 / 169 ] « ابن سمان » از « عمر » نقل كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » و در صفحه 170 از « عمر » نقل كرده است كه گفت : « على مولاى كسى است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مولاى اوست » . در اين رابطه ، از « سالم » نقل كرده است كه مردى به « عمر » گفت : گاهى با على عليه السّلام به طرزى برخورد مىكنى كه با اصحاب ديگر رسول الله صلَّى اللَّه عليه و آله آنگونه برخورد محترمانه ندارى ؟ در پاسخ گفت : اين بدان جهت است كه او مولاى من است ! مؤلف گويد : خبر اخير ، را « ابن حجر » در [ صواعق ص 26 ] نقل كرده است و اظهار داشته كه اين خبر را « دار قطنى » هم نقل نموده است . [ الصواعق المحرقة ابن حجر ص 25 ] به سند صحيح كه « طبرانى » و ديگران به صحت آن اقرار كردهاند ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم كه در زير سايبان درختها قرار گرفته بود ، خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! خداى مهربان و دانا ، مرا مطَّلع ساخته كه هيچ پيغمبرى عمر طبيعى نمىكند مگر آنكه مساوى با نيمى از عمر پيغمبر پيش از او باشد و من مىپندارم به زودى دعوت حق را اجابت كنم و به سراى ديگر رهسپار شوم . در اين رابطه خود و شما را مسئول مىدانم . اينك ، گفتار و داورى شما دربارهء من چگونه است ؟ در پاسخ گفتند : همگى ما