محمد جواد مغنية
27
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى )
دو آيه با يكديگر تعارض داشته باشند ] آشنايى دارند ، مىتوانند خاص را از عام استخراج كنند ، ناسخ را از منسوخ و راجح را از مرجوح جدا سازند و معناى ظاهرى لفظ را ، كه عقل آن را نمىپذيرد ، به معنايى تأويل ببرند كه عقل مىپذيرد . بنابراين ، لفظ متشابه براى دانشمند و متخصّص روشن و قابل درك است ، البته پس از تحقيق و تفحّص و پس از آنكه ميان متشابه با قراين و دلايلى كه با آن در ارتباط هستند ، مقايسه نمايد . لازم به يادآورى است كه لفظ متشابه براى فرد جاهل و غير متخصص كه استحقاق تأويل را ندارد يا به ظاهر لفظ عمل مىكند ، درحالىكه احتمال تخصيص و يا نسخ در آن مىرود ، همچنان متشابه و نامفهوم باقى خواهد ماند . خلاصهء سخن آنكه دانشمندان معانى قرآن را درك مىكنند و قرآن براى آنان كاملا رسا و مفهوم است ؛ زيرا به هيچ عنوان روا نيست كه خداوند سخنى را [ براى بندگان خود ] فروبفرستد كه معنايى ندارد و هيچكس ، حتّى دانشمندان نيز آن را نمىفهمند ! چگونه چنين باشد ؟ درحالىكه خداوند دستور داده است كه در قرآن تدبّر كنيد و بديهى است تدبّر و انديشيدن به سخنان معقول و قابل فهم ، اختصاص دارد ، امّا سخنى كه معناى آن قابل فهم نباشد ، تدبّر و انديشيدن دربارهء آن نيز امكانپذير نخواهد بود . در اينجا ممكن است اين پرسش مطرح شود : خداوند كتاب خود را چنين وصف كرده كه تمامى آيات آن محكم است ؛ در سورهء هود ، آيهء 1 مىفرمايد : « كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ؛ كتابى است با آياتى محكم » . همچنين ، كتاب خود را وصف كرده كه همهء آيات آن متشابه است . در سورهء زمر ، آيهء 23 مىگويد : « اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً . . . ؛ خدا بهترين سخن را نازل كرده است ، كتابى متشابه » و نيز از ويژگىهاى كتابش برشمرده كه برخى از آيات آن محكم و برخى متشابهاند ، چه ، در آيهاى كه ما در مقام تفسير آن هستيم ، مىفرمايد : « اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد . بعضى از آيهها محكماتند ، اين آيهها امّ الكتابند و بعضى آيهها متشابهاتند . . . » . بنابراين ، از چه راهى