محمد جواد مغنية

24

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى )

واژگان محكم : « احكم الامر ؛ محكم كرد آن كار را » . مقصود از واژهء « محكم » در اين‌جا لفظ آشكارى است كه نياز به تفسير ندارد . متشابه : لفظى است كه نياز به تفسير داشته باشد . زيغ : به معناى مطلق تمايل است ؛ لكن در اين‌جا مقصود از آن ، تمايل از حق به باطل است . تأويل : در اصل به معناى بازگشت به چيزى است و در اين‌جا ، مقصود از آن ، تفسير است . رسوخ : به معناى ثابت و ريشه‌دار بودن است . اعراب « مِنْهُ » متعلّق به [ فعل يا شبه فعل ] محذوف ، خبر مقدّم و « آياتٌ » مبتداى مؤخّر است . « مُحْكَماتٌ » صفت [ براى آيات ] و « هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ » مبتدا و خبر مىباشد . « أُخَرُ » صفت « آياتٌ » محذوف است . « ابْتِغاءَ » مفعول له است براى « فَيَتَّبِعُونَ » . لام در « لِيَوْمٍ » به معناى « فى » و « رَبَّنا » مناداست كه در اصل بوده ، يا ربّنا . تفسير هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ . آيات قرآنى از لحاظ وضوح يا پوشيدگى مفاهيم ، به دو نوع تقسيم مىشوند : محكم و متشابه . محكم ، آيه‌اى است كه نياز به تفسير ندارد و مقصود آن ، چنان روشن است كه احتمال تأويل ، تخصيص يا نسخ در آن نمىرود و ديگر براى كسانىكه دلشان بيمار