السيد الخميني

80

ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )

« ولايت » « 1 » كه بعضى مانند مرحوم نراقى « 2 » ، و از متأخرين مرحوم نائينى « 3 » ، تمام مناصب و شئون اعتبارى امام را براى فقيه ثابت مىدانند « 4 » ، و بعضى نمىدانند . اما اين‌كه منصب قضاوت متعلق به فقهاى عادل است ، محل اشكال نيست و تقريباً از واضحات است . نظر به اين‌كه فقها مقام نبوت را دارا نمىباشند ، و شكى نيست كه « شقى » هم نيستند ، بالضروره بايد بگوييم كه « اوصيا » يعنى جانشينان رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىباشند . منتها از آن‌جا كه غالباً وصى نبى را عبارت از وصى دست اول و بلافصل گرفته‌اند ، لذا به اين گونه روايات اصلًا تمسك نشده است . لكن حقيقت اين است كه دايرهء مفهوم « وصى نبى » توسعه دارد و فقها را هم شامل مىشود ، البته وصى بلافصل ، حضرت امير عليه السلام است ، و بعد از او ائمه عليهم السلام مىباشند ، و امور مردم به آنان محوّل شده است . تصور نشود كه منصب حكومت يا قضا براى حضرات ائمه عليهم السلام شأنى بوده است . زمامدارى فقط از جهت اين‌كه بتوانند حكومت عدل را برپا كنند و عدالت اجتماعى را

--> ( 1 ) . مراد از « ولايت » در اين‌جا حق حكومت يعنى ولايت بر اموال و جان‌هاست . ( 2 ) . احمد بن محمد مهدى بن ابىذر نراقى ( 1245 ه . ق ) فقيه و محدّث و رجالى و رياضىدان و استاد در فنون و علوم عقلى به زهد و تقوا مشهور بود . بيشتر علوم را از محضر پدر خود ملا محمد مهدى نراقى ، استفاده كرد . نيز نزد سيدمهدى بحرالعلوم و شيخ جعفر كاشف الغطاء تلمذ جست . وى استاد شيخ انصارى و سيد محمد شفيع جابلقى است . از آثار اوست : معراج السعادة ، مفتاح الأحكام ، عوائد الأيّام ، منهاج الوصول إلى علم الاصول ، مستند الشيعة و ديوان شعر فارسى . ( 3 ) . ميرزا حسين ( يا محمد حسين ) بن عبدالرحيم نائينى نجفى ( 1273 - 1355 ه . ق ) فقيه ، اصولى ، حكيم ، و از مراجع بزرگ شيعه . تحصيلات خود را در نائين آغاز و در اصفهان و سامرا به پايان رسانيد . بعد از اعلام مشروطيت در ايران كتاب تنزيه الملة و تنبيه الامة را نگاشت كه با تقريظ آخوند خراسانى انتشار يافت . پس از فوت شيخ محمدتقى شيرازى ، شاگرد آخوند ، مرجعيت عامّه شيعه در انحصار مرحوم نائينى و سيدابوالحسن اصفهانى درآمد . از آثار اوست : رسالة الصلاة في المشكوك ، رساله أحكام الخلل في الصلاة ، رسالة في قاعدة نفي الضرر ، التعليقة على العروة الوثقى . ( 4 ) . عوائد الأيام ، ص 536 - 539 ؛ منية الطالب ، ج 2 ، ص 236 - 240 .