السيد الخميني
74
ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )
مىكند . همانطور كه بايد اينها را ميان مردم نشر دهد ، مأمور است كه اجرا كند ؛ مالياتهايى نظير خمس و زكات و خراج را بگيرد و صرف مصالح مسلمين كند ؛ عدالت را بين ملتها و افراد مردم گسترش دهد ؛ اجراى حدود و حفظ مرز و استقلال كشور كند ؛ و نگذارد كسى ماليات دولت اسلامى را حيف و ميل نمايد . اينكه خداوند رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را رئيس قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است : ( أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ) « 1 » . مراد اين نبوده كه اگر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مسأله گفت ، قبول كنيم و عمل نماييم . عمل كردن به احكام ، اطاعت خداست . همهء كارهاى عبادى و غير عبادى كه مربوط به احكام است اطاعت خدا مىباشد . متابعت از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم عمل كردن به احكام نيست ، مطلب ديگرى است . البته اطاعت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به يك معنا اطاعت خداست ، چون خدا دستور داده از پيغمبرش اطاعت كنيم . اگر رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ، كه رئيس و رهبر جامعهء اسلامى است ، امر كند و بگويد همه بايد با سپاه اسامه « 2 » به جنگ بروند ، كسى حق تخلف ندارد « 3 » . اين ، امر خدا نيست ، بلكه امر رسول است . خداوند حكومت و فرماندهى را به آن حضرت واگذار كرده است ، و حضرت هم بنابر مصالح به تدارك و بسيج سپاه مىپردازد ؛ والى و حاكم و قاضى تعيين مىكند ، يا بر كنار مىسازد .
--> ( 1 ) . « خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و كسانى را از بين خودتان كه ولىّ امر هستند اطاعت كنيد » . النساء ( 4 ) : 59 . ( 2 ) . اسامة بن زيد بن حارثه ( 54 ه . ق ) در اسلام به دنيا آمد ، پدر و مادرش هر دو از بندگان آزاد شدهءپيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بودند . ايشان در آخرين سال حيات خود ( سال دهم هجرى ) اسامه را در حالى كه بيش از بيست سال نداشت به فرماندهى سپاهى از مهاجر و انصار برگزيد كه به سوى شام و فلسطين ( روم ) گسيل شده بودند . ( 3 ) . اشاره است به سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در وقت روانه كردن سپاه همراه اسامه كه فرمود : « جَهِّزوا جَيشَأُسامَةَ ، لَعَنَ اللَّهُ مَن تَخَلَّفَ عَنه » ، « لشكر اسامه را ساز و برگ آماده كنيد ، خدا لعنت كند كسى را كه با اين لشكر همراهى نكند » . الملل و النحل ، ج 1 ، ص 29 ، مقدمهء چهارم .