السيد الخميني
50
ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )
دورهء غيبت تعيين نشده است ، تكليف چيست ؟ آيا بايد اسلام را رها كنيد ؟ ديگر اسلام نمىخواهيم ؟ اسلام فقط براى دويست سال بود ؟ يا اينكه اسلام تكليف را معين كرده است ، ولى تكليف حكومتى نداريم ؟ معناى نداشتن حكومت اين است كه تمام حدود و ثغور مسلمين از دست برود و ما با بىحالى دست روى دست بگذاريم كه هر كارى مىخواهند بكنند . و ما اگر كارهاى آنها را امضا نكنيم ، رد نمىكنيم . آيا بايد اينطور باشد ؟ يا اينكه حكومت لازم است ؛ و اگر خدا شخص معينى را براى حكومت در دورهء غيبت تعيين نكرده است ، لكن آن خاصيت حكومتى را كه از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب عليه السلام موجود بود ، براى بعد از غيبت هم قرار داده است . اين خاصيت كه عبارت از علم به قانون و عدالت باشد ، در عدهء بىشمارى از فقهاى عصر ما موجود است . اگر با هم اجتماع كنند ، مىتوانند حكومت عدل عمومى در عالم تشكيل دهند . ولايت فقيه اگر فرد لايقى كه داراى اين دو خصلت باشد به پا خاست و تشكيل حكومت داد ، همان ولايتى را كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در امر ادارهء جامعه داشت دارا مىباشد و بر همهء مردم لازم است كه از او اطاعت كنند . اين توهّم كه اختيارات حكومتى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بيشتر از حضرت امير عليه السلام بود ، يا اختيارات حكومتى حضرت امير عليه السلام بيش از فقيه است ، باطل و غلط است . البته فضايل حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بيش از همهء عالم است ؛ و بعد از ايشان فضايل حضرت امير عليه السلام از همه بيشتر است ؛ لكن زيادى فضايل معنوى اختيارات حكومتى را افزايش نمىدهد . همان اختيارات و ولايتى كه حضرت رسول و ديگر ائمه ، صلوات اللَّه عليهم ، در تدارك و بسيج سپاه ، تعيين ولات و استانداران ، گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند ، خداوند همان اختيارات را براى حكومت فعلى قرار داده است ؛ منتها شخص معيّنى نيست ، روى عنوانِ « عالم عادل » است .