السيد الخميني

مقدمه 6

ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )

و زير شكنجه قرار مىگرفتند ولى علىرغم فشار ساواك و تضييقات رژيم شاه ، جانبدارى از انديشه حكومت اسلامى كه مبانى فقهى آن در كتاب حاضر به وسيلهء حضرت امام خمينى تبيين گرديده بود به سرعت در ميان نيروهاى مسلمان و انقلابى در حوزه‌هاى علميه ، دانشگاه‌ها و ديگر مراكز گسترش يافت و ايدهء تشكيل حكومت اسلامى بر اساس ولايت فقيه به عنوان يكى از اصلىترين آرمان‌هاى قيام پانزده خرداد و نهضت امام خمينى جلوه‌گر شد . فقها در باب ولايت فقيه معمولًا به تناسب مورد در ابواب مختلف فقه بحث‌هاى كوتاهى كرده‌اند و گرچه بعضى بسيار مختصر و برخى به تفصيل بيشتر به موضوع پرداخته‌اند ، اما يك بحث منظم و جامع در اين مورد در كتب فقهى قدما ديده نمىشود . كه دليل آن را مىبايست در شرايط سياسى و اجتماعى حاكم بر تاريخ گذشتهء ممالك اسلامى و سلطه حكومت‌هاى جائر و عدم امكان طرح چنين مباحثى به لحاظ مهيا نبودن شرايط حاكميت فقها جستجو كرد . در عين حال قطع نظر از اختلاف آراى فقهاى شيعه در محدودهء اختيارات و شئون ولايت فقيه در زمان غيبت ، عموم فقها در اثبات نوعى ولايت براى فقيه جامع الشرايط اجمالًا اتفاق نظر دارند ، كه اخيراً در همين رابطه آراى فقها در باب ولايت و دامنه اختيارات آن‌ها در زمان غيبت در ضمن كتاب‌هايى چند گردآورى شده است . بر اساس منابع موجود مرحوم آيت اللَّه ملا احمد نراقى از علماى عصر قاجاريه در كتاب « عوائد الايام » بيشتر و جامع‌تر از سايرين به اين موضوع پرداخته است . ايشان ابتدا با تمسك به روايات متعدد ، به طور كلى ثابت كرده است كه در « عصر غيبت » فقيه در دو چيز حق ولايت دارد . 1 - در همهء امورى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه عليهم السلام در آن‌ها صاحب اختيار بوده و ولايت داشته‌اند مگر اين‌كه مواردى به دليل شرعى استثنا شود .