السيد الخميني

41

ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )

طرز حكومت اسلامى اختلاف آن با ساير طرز حكومت‌ها حكومت اسلامى هيچ يك از انواع طرز حكومت‌هاى موجود نيست . مثلًا ، استبدادى « 1 » نيست كه رئيس دولت مستبد و خودرأى باشد ؛ مال و جان مردم را به بازى بگيرد و در آن به دلخواه دخل و تصرف كند ؛ هر كس را اراده‌اش تعلق گرفت بكشد ، و هر كس را خواست انعام كند ، و به هر كه خواست تيول بدهد و املاك و اموال ملت را به اين و آن ببخشد . رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير خلفا همچنين اختياراتى نداشتند . حكومت اسلامى نه استبدادى است و نه مطلقه ؛ بلكه « مشروطه » « 2 » است . البته نه مشروطه به معناى متعارف فعلى آن‌كه تصويب قوانين

--> ( 1 ) . حكومت استبدادى حكومتى است كه مردم در آن نماينده يا حق رأى نداشته و از هر سهمى در ادارهءامور كشور محروم باشند . نامحدود بودن قدرت فرمان‌روا از لحاظ قانونى و وجود دستگاه متمركزى كه هر نوع مخالفتى را سركوب مىكند ، از مشخصات اين نظام است . ( 2 ) . مشروطه ، نوعى رژيم حكومتى است كه در آن قدرت حكومت ناشى از مردم شناخته مىشود و به‌اصول معين و قابل اجرايى محدود و مشروط مىگردد . قانون اساسى ، بالاترين مرجع و سند عاليه كشورى مىباشد كه در آن حقوق اصلى و اساسى كلّيهء افراد و گروه‌ها محترم شناخته شده است . حكومت مشروطه به دو شكل اصلى سلطنتى و جمهورى وجود دارد . اختيارات رئيس جمهور نسبت به شاه در نظام مشروطه كمتر مىباشد .