السيد الخميني

166

ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )

زمامدارى آن حضرت جامعه‌اى خوشنام و آزاد و پرحركت و پرفضيلت به وجود مىآيد . البته ملائكه براى حضرتش خضوع مىكنند ، و همه براى او خضوع و خشوع مىكنند . حتى دشمن در برابر عظمتش تعظيم مىكند ، براى شما كه جز مسأله گفتن تكليفى نداريد خضوع معنا و مورد ندارد . هرگاه بعد از تذكر و ارشاد و نصيحت‌هاى مكرر ، بيدار نشده و به انجام وظيفه برنخاستند ، معلوم مىشود قصورشان از غفلت نيست ، بلكه درد ديگرى دارند . آن وقت حسابشان طور ديگرى است . تصفيه حوزه‌ها حوزه‌هاى روحانيت محل تدريس و تعليم و تبليغ و رهبرى مسلمانان است . جاى فقهاى عادل و فضلا و مدرسين و طلاب است . جاى آنهاست كه امانتدار و جانشين پيغمبران هستند . محل امانتدارى است ؛ و بديهى است كه امانت الهى را نمىتوان به دست هركس داد . آن آدمى كه مىخواهد چنين منصب مهمى را به عهده بگيرد و ولىّ امر مسلمين و نايب اميرالمؤمنين باشد و در اعراض ، اموال و نفوس مردم ، مغانم ، حدود و امثال آن دخالت كند بايد منزه بوده دنياطلب نباشد . آن كسى كه براى دنيا دست و پا مىكند ، هر چند در امر مباح باشد ، امين اللَّه نيست ، و نمىتوان به او اطمينان كرد . آن فقيهى كه وارد دستگاه ظلمه مىگردد و از حاشيه‌نشينان دربارها مىشود و اوامرشان را اطاعت مىكند ، امين نيست و نمىتواند امانتدار الهى باشد . خدا مىداند كه از صدر اسلام تاكنون از اين علماى سوء چه مصيبت‌هايى بر اسلام وارد شده است ؟ ابو هريره « 1 » يكى از فقهاست ؛ ليكن خدا مىداند كه به نفع معاويه و امثال او

--> ( 1 ) . ابوهريره ( 57 يا 58 ه . ق ) صحابى در سال هفتم هجرى اسلام آورد . هرچند بيش از سه سال ازمصاحبت پيامبر برخوردار نبود ، اما بيش از هر صحابى ديگر از آن حضرت حديث نقل كرد . تا آن‌جا كه در عصر خلفا بارها بزرگان صحابه به او اعتراض كردند . در روزگار عمر ولايت بحرين داشت ، سپس معزول گشت و به كيفر بردن اموال بيت‌المال به پرداخت ده هزار درهم غرامت محكوم گرديد . در زمان خلافت عثمان براى تقرب به وى احاديثى در فضيلت وى جعل كرد . در دورهء خلافت اميرالمؤمنين با سكوت ظاهرى از خيرخواهى جهت دستگاه معاويه دريغ ننمود . گويند در هنگامهء جنگ صفين از پيكار كناره گرفت و روزى را در خيمه‌گاه حضرت امير و روز ديگر را در ميان لشكريان معاويه مىگذراند . و گويند در نماز به حضرت اقتدا مىنمود و در طعام سفرهء معاويه را رجحان مىنهاد و مىگفت : غذاى معاويه چرب‌تر و نماز با على عليه السلام افضل است . بسيارى از احاديث وى را دانشمندان اسلامى ، چه شيعه و چه سنى ، مردود شناخته‌اند . رجوع كنيد به : شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد ، ج 4 ، ص 63 - 69 ؛ ابوهريره ، علامه شرف الدين ؛ شيخ المضيرة أبوهريره ، محمود أبوريه ؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 6 ، ص 397 .