السيد الخميني

153

ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )

به رسميت بشناسد . ولى آن حضرت در فكر آيندهء اسلام و مسلمين بود . به خاطر اين‌كه اسلام در آينده و در نتيجهء جهاد مقدس و فداكارى او در ميان انسان‌ها نشر پيدا كند و نظام سياسى و نظام اجتماعى آن در جامعه‌ها برقرار شود ، مخالفت نمود ، مبارزه كرد و فداكارى كرد . در روايتى كه قبلًا آوردم دقت كنيد مىبينيد حضرت امام صادق عليه السلام در شرايطى كه تحت فشار حكام ستمكار قرار دارد و در حال تقيه به سر مىبرد و قدرت اجرايى ندارد و بسيارى اوقات تحت مراقبت و محاصره به سر مىبرد ، براى مسلمانان تكليف معين مىكند ، و حاكم و قاضى نصب مىفرمايد . آيا اين كار آن حضرت چه معنا دارد ؟ و اصولًا بر اين نصب و عزل چه فايده‌اى مترتب است ؟ مردان بزرگ ، كه داراى سطح فكر وسيعى مىباشند ، هيچ‌گاه مأيوس نگرديده و به وضع فعلى خود - كه در زندان و اسارت به سر مىبرند و معلوم نيست آزاد مىشوند يا نه - نمىانديشند ؛ و براى پيشبرد هدف خويش در هر شرايطى كه باشند طرح نقشه مىكنند تا بعداً اگر توانستند شخصاً آن طرح را به مرحلهء اجرا در آورند ؛ و اگر خودشان فرصت نيافتند ، ديگران - هر چند بعد از دويست يا سيصد سال - دنبال اين طرح بروند و اجرا نمايند . اساس بسيارى از نهضت‌هاى بزرگ به همين صورت‌ها بوده است . رئيس جمهور سابق اندونزى ، سوكارنو « 1 » ، در زندان داراى اين افكار بوده ، و نقشه‌ها كشيده و طرح‌ها داده كه بعداً به اجرا درآمده است .

--> ( 1 ) . احمد سوكارنو ( 1901 - 1970 م ) فرزند يك آموزگار بود . در نوزده سالگى وارد يك كالج فنى هلندى شدو در رشتهء مهندسى فارغ التحصيل گشت . بر اثر مجاهدات ضد استعمارى خود مدت‌ها در زندان و تبعيد به سر برد . در سال 1945 م . تأسيس حكومت جمهورى اندونزى را اعلام كرد و در 1949 م . رسماً به رياست جمهورى كشور خود انتخاب شد . وى يكى از چهره‌هاى برجستهء سياست جهانى و از بنيان‌گذاران جنبش عدم تعهد بود . او در سال 1967 م . پس از كودتاى نظاميان طرفدار غرب مجبور به استعفا شد . از آثار او كتاب پرچم انقلاب را مىتوان نام برد .