جلال الدين الحسيني
89
فيض الإله في ترجمة القاضي نور الله
- ف - كه تصنيف فقير مشتمل بر آثار واخبارى است كه به كرات ومرات گوشزد أهل معنى شده خصوصا كه خود را داخل أهل معنى مىدانند ديگر مجرد ذكر اخبار وآثار دليل چيزى نمىشود تا كسى بر همان اكتفا تواند نمود زيرا كه دليل نقلي صرف محال است چنان كه علما به آن تصريح نموده اند بلكه اخبار وآثار كه از جمله نقل اند به ضم مقدمات عقلية دليل مىشوند وظاهر است كه تحصيل مقدمات عقلية وتأليف وتركيب آن به مقدمات نقليه به تصرف عقل ونظر مىشود واگر آنچه فقير در رد كتاب ميرزاى مخدوم نوشته زاده طبع فقير نباشد بلكه سخنان كهنه ديگران باشد لازم مىآيد كه سخنان ميرزاى مخدوم كهنه تر باشد وهر گاه ميرزاى مخدوم سخنان كهنه تر را كه بزعم خدام متقدمين علماى شيعه به اخبار وآثار دفع كرده اند در مقام رد بر متأخرين علماى شيعه مذكور سازند وآن را تصنيف نام نهند به طريق أولى فقير را نيز رسد كه سخنان كهنه واخبار وآثار شيعه را در رد سخنان أو مذكور سازد وتصنيف نام نهد اما حال نه بر آن وجه است كه خدام تصور نموده اند بلكه اگر طالب عالم صاحب تتبع نظر در تصنيف ميرزاى مخدوم اندازند داند كه آن مردود مطرود به مقتضاى طبع يا بواسطة مصلحت جذب قلوب روميان به جانب خود چه مقدار فكر دقيق تازه در آن كتاب دارد ولهذا در ميان علماى روم متداول شده ومردى كه از مكة به هند مىآمده اند تا الحال قريب به صد نسخه از آنجا آورده اند وعلماى هند آن را از همديگر مىربايند وهمچنين آن كس كه كتب متقدمين امامية ديده باشد ونظر بر آن كتاب فقير اندازد واندك فهم ومعرفتي داشته باشد مىداند كه فقير نيز در آن تأليف چه جفا كشيده وتصرفات خاصه فقير در آنجا چند وچون است ومرحوم شيخ مبارك كه دانشمند زمان خود بود وتتبع كتب شيعه نموده وكتاب ميرزاى مخدوم را نيز داشت چون مطلع شد كه فقير بر آن رد مىنويسم مجال نداد كه بر بياض رود روز بروز نسخه مسوده آن را از فقير مىگرفت وبه كاتب خود مىداد كه بنويسد ومىگفت اگر توفيق بياض شود يك بار آن را نيز