السيد الخميني
391
استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )
س : 45 - اگر كسى كه در زمان حيات خود مقدارى از زمين مزروعى خود را ( چه مالك عين و چه مالك منفعت ) به پسر بزرگ خود بدهد و وصيّت كند كه بعد از مرگش از بقيّهء آن زمين چيزى به آن پسر ندهند ، آيا اين وصيّت نافذ است ؟ ج - اين وصيّت - كه به معناى منع وارث است از سهمش - نافذ نيست . س 46 - چند روز پس از فوت پدر ، همهء ورّاث به رسيدگى أموال پدر پرداخته و سهم الإرث صغار را خانه و خانه سرا تعيين مىكنند به شرط اينكه پس از بزرگ شدن بابت سهم الإرث به دخترهاى كبير مقدارى پول بدهند ، أمّا اين خواهران كبيره اين مقدار را ناعادلانه دانسته و به آن اعتراض دارند ، و مىگويند قيمت خانه و خانه سرا بيش از مقدار محاسبه شده است ، و سهم ما كم تعيين گرديده است . آيا ورّاث حقّ ابطال اين تقسيم و سهم خود را با رعايت قانون إسلام دارند يا خير ؟ ج - اگر تقسيم با تعديل سهام و قرعه يا مصالحه واقع شده حقّ بهم زدن آن را ندارند . س 47 - پدر اين جانبان در حدود پنجاه سال قبل به رحمت حقّ و اصل شده است ، پس از فوت او جلسهاى در حضور عالمان محلّ تشكيل شده و تمام ما ترك متوفّى صورتبردارى شده و پس از وضع ديون و ثلث ، ميزان سهم إرث ورّاث معيّن گرديده و ( به شرح مندرج در حاشيهء تقسيمنامه ، و طبق إقرارنامههاى جداگانه كه در همان تاريخ به خط و مهر عالمان تنظيم گرديده ) سهم ورّاث تأديه شده و سهم إرث ورّاث صغير نيز به قيّم منصوص شرعى و قانونى آنان پرداخت گرديده است ، و كلّيّهء اقرارنامهها از طرف قيّم منصوص و فرزندان او و وارث ذكور كبير تسجيل شده ، و حاشيهء اقرارنامهها از طرف عالمان مذكور با تصريح به إقرار مقرّين بعد التعريف القطعىّ در حضور آنان