السيد الخميني

80

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )

شرايع مربوط به فطرت است و براى تخلّص فطرت از حُجُب ظلمانيهء طبيعت است . فصل سوّم در بيان آنكه ، فطرت مخمورهء بىحجاب وزير عقل و مبدأ خيرات است و خود خير است ، و فطرت محجوبهء به طبيعت وزير جهل و مبدأ شرور و خود شرّ است بايد دانست كه عشق به كمال مطلق ، كه از آن منشعب شود عشق به علم مطلق و قدرت مطلقه و حيات مطلقه و ارادهء مطلقه و غير ذلك از اوصاف جمال و جلال ، در فطرت تمام عائلهء بشر است ، و هيچ طايفه‌اى از طايفهء ديگر ، در اصل اين فطرت ممتاز نيستند ، گر چه در مدارج و مراتب فرق داشته باشند . لكن به واسطهء احتجاب به طبيعت و كثرت ، و قلّت حُجُب ، و زيادى و كمى اشتغال به كثرت ، و دلبستگى به دنيا و شعب كثيرهء آن ، در تشخيص كمال مطلق ، مردم مفترق و مختلف شدند . و آنچه كه اختلاف محيطها و عادات و مذاهب و عقايد و امثال آن ، در سلسلهء بشر تأثير نموده ، در تشخيص متعلَّق فطرت و مراتب آن تأثير نموده ، و ايجاد اختلافات كثيره عظيمه نموده ، نه در اصل آن . مثلًا ، آن فيلسوف عظيم الشأن كه عشق به فنون فلسفه دارد و همهء عمر خود را صرف در فنون كثيره و ابواب و شعب متفنّنهء آن مىكند ، با آن سلطان و پادشاه كه به سعهء نطاق سلطنت خود مىكوشد و در راه آن رنجها مىبرد و عشق به نفوذ قدرت و سلطنت خود دارد ، و آن تاجر كه عشق به جمع ثروت و مال و منال