السيد الخميني

45

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )

و اصل ديگر ، حب كمال مطلق است كه به اصل فطرت در خميرهء انسان مخمّر است و آن در جهل مغلوب و محكوم ؛ بلكه گاهى منطفى و معدوم گردد و خلود در جهنَّم ، تابِعِ انطفاء نور فطرت است و آن از « إخْلادِ إلَى الْأَرْضِ » « 1 » بطور مطلق حاصل شود . تنبيه شريف و تحقيق لطيف بيان تفاوت بين ادبار عقل و جهل است بايد دانست كه ادبار عقل را با ادبار جهل ، تفاوت و تمايزى بيّن و آشكار است و آن ، آن است كه : ادبار عقل كه عبارت از توجه به كثرت و عالم طبيعت است ، محض اطاعت حق و ايتمار به امر ادبار است كه از مصدر جلال صادر شده است و از اين جهت ، اين ادبار تصرف در حقيقت عقل نكند و او را از مقام مقدس خود منحطّ ننمايد و موجب احتجاب آن نگردد ؛ چنانچه گويند ، صاحب عقل كلى فرمايد : « ما رَأيْتُ شَيْئاً إلّا وَ رَأيْتُ اللّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَهُ » . « 2 » و شايد مقصود از اين اقبال و دخول در دنيا و دار طبيعت باشد قول خداى تعالى كه مىفرمايد : « وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها » « 3 » ؛ زيرا كه دارِ طبيعت ، صورت

--> ( 1 ) - اين تعبير از آيهء 176 سورهء أعراف اقتباس شده است كه : « وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ » ولى او در زمين بماند ، و از پىِ هواى خويش رفت . ( 2 ) - چيزى را نديدم مگر آنكه خدا را ، قبل از آن و همراه آن و بعد از آن ديدم ( با اختلاف ) . ( علم اليقين ، ج 1 ، ص 49 ) . ( 3 ) - و هيچ يك از شما باقى نماند ، جز آنكه به دوزخ وارد شود . ( مريم / 71 ؛ مجمع البيان ، مجلد 6 - 5 ، ص 811 ) .