السيد الخميني

10

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )

است در قلب - كه آن صبغة اللّه است : « وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً » « 1 » - غايت امر آن كه بعضى مقدمهء قريبه و بعضى بعيده و بعضى بلاواسطه و بعضى مع الواسطه است . علم فقه ، مقدمهء عمل است و اعمال عبادى ، خود ، مقدمهء حصول معارف و تحصيل توحيد و تجريد است ، اگر به آداب شرعيهء قلبيّه و قالبيّه و ظاهريّه و باطنيّه آن قيام شود . و نقض نتوان نمود كه از عبادات چهل - پنجاه سالهء ما هيچ معارف و حقايقى حاصل نيامده است ، چه از علوم ما نيز هيچ « كيفيت و حالى حاصل نشده » « 2 » و ما را سر و كارى با توحيد و تجريد ، كه قرة العين اولياء - عليهم السلام - است ، نبوده و نيست . و آن شعبه از علم فقه ، كه در سياست مُدُن و تدبير منزل و تعمير بلاد و تنظيم عِباد است ، نيز مقدمهء آن اعمال است كه آنها دخالت تام تمام در حصول توحيد و معارف دارند كه تفصيل آن از حيطهء اين مختصر خارج است . و همين نحو ، علمِ به منجيات و مهلكات در علم اخلاق ، مقدمه [ است ] براى تهذيب نفوس ، كه آن مقدمه است براى حصول حقايق معارف و لياقت نفس براى جلوهء توحيد ؛ و اين نزد اهلش پر واضح است و براى جاحدين نيز معلوم نخواهد شد ؛ گرچه « مثنوى هفتاد من كاغذ شود » . « 3 »

--> ( 1 ) - و رنگ چه كسى از رنگ خداوند بهتر است ؟ ( بقره / 138 ) . ( 2 ) - اقتباس است از اين بيت شيخ بهايى ( قدّس سرّه ) : علم رسمى سر به سر ، قيل است و قال * نِى از او كيفيّتى حاصل نه حال ( كليّات اشعار شيخ بهايى ، ص 181 ) . ( 3 ) - تمام بيت اين است : گر بگويم شرحِ اين ، بىحَدّ شود * مثنوي هفتاد مَن ، كاغذ شود ( مثنوي معنوي ، جلال الدين مولوى ، دفتر سوّم ، ص 208 ، ( رمضانى ) و ص 208 ، بيت 2 ( نيكلسون ) ) .