السيد الخميني
98
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )
صفاتى كردند ؛ از قبيل توكّل و تسليم و رضا و خوف و رجا و امثال آن « 1 » . و البته كسى كه مُتَّصف به آن صفات نباشد ، از اهل ايمان نخواهد بود . و اين نيست جز آن كه اين علم و ادراك كه در ما هست ، ايمان نيست ، و الّا ملازم با اين اوصاف شريفه و اعمال صالحه بوديم ، و اللّه العالم . فصل چهارم در بيان آنكه ايمان بر طبق فطرت است و كفر خارج از طريقهء فطرت است بدان كه در فصل سابق مذكور شد كه مقصود از فطريّات آن امورى است كه جميع سلسلهء بشرى در آن متفق باشند ، و هيچ عادتى و مذهبى و محيطى و اخلاقى در آن تأثيرى نكند . وحشيّت و تمدّن ، بدويّت و حضريّت ، علم و جهل و ايمان و كفر و ساير طبقهبنديهاى سلسلهء بشرى امور فطريه را تغيير ندهد و آنچه اختلاف بين آنها است ، در اصل امر فطرى نيست ؛ بلكه در اشتباهات در مصداق است . پس گوئيم : اصول و اركان ايمان ، كه عبارت از معرفت و توحيد و ولايت - كه ايمان به رسل است - و ايمان به يوم المعاد و ايمان به ملائكه و كتب الهيّه [ است ] ، از فطريات است ؛ الّا آن كه بعضى از آنها از فطريّات اصليّه است چون معرفت و توحيد ، و بعضى ديگر از متفرعات است . و تفصيل آن به طور استيفا خارج از مقصد و مقصود و جزء مباحث علميّهاى است كه مقدمات طولانى دارد
--> ( 1 ) - اصول كافى ، ج 2 ، ص 55 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب 33 ؛ همان كتاب ، باب 23 ، ص 40 - 39 ؛ همان كتاب ، باب 25 ، ص 42 .