السيد الخميني
99
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )
و ما در اين اوراق از آن احتراز مىنمائيم ولى از اشارهء اجماليه چاره نيست . پس بايد دانست كه توجه به كمال مطلق و عشق به كمال مطلق را سابقاً مذكور داشتيم كه از فطريّات است . و اكنون گوئيم كه اين كمال مطلق و جمال على الاطلاق كه همهء سلسلهء بشر عاشق و فريفتهء آنند ، حق تعالى - جلّ جلاله - است ؛ زيرا كه به برهان ثابت است كه ذات مقدّس بسيط الحقيقه « 1 » است ، و بسيط الحقيقه بايد كمال و جمال مطلق باشد ، و ديگر موجودات جلوهاى از جلوات فعل و رشحه [ اى ] از رشحات فيض مقدّس اويند ، پس هر يك را محدوديّت و تعيُّنى است كه تنزّل از كمال مطلق دارند . و همين معشوق حقيقى كه ذات مقدّس است ، بايد واحد على الاطلاق باشد ، و الّا از بساطت حقيقت خارج شود و كمال مطلق نبوَد . و نيز اين ذات معشوقهء همهء سلسلهء بشر به فطرت اصليّه ، داراى همهء كمالات است - و إلّا از كمال مطلق خارج شود - و معشوقْ كمال مطلق است . و در سورهء مباركهء توحيد ، كه نسب حق را بيان كند « 2 » ، به همين برهانِ هويّت مطلقه ، اثبات احديّت و جامعيّت و تنزيه از نقص را به طورى بديع كه متعمّقان ادراك كنند ، فرموده . و چون حقيقت ولايت به نزد اهل معرفت عبارت از فيض منبسط مطلق
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به : الأسفار الأربعة ، ج 6 ، ص 105 - 100 ، فصل 9 از موقف 1 . ( 2 ) - اشاره است به اين حديث امام صادق ( عليه السلام ) كه فرمودند : « إنَّ الْيَهُودَ سَألُوا رَسُولَ اللّهِ ( صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ) فَقالُوا : انْسِبْ لَنا رَبَّكَ ، فَلَبِثَ ثَلاثاً لا يُجِيْبُهُمْ ، ثُمَّ نَزَلَتْ « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ . . . » الى آخِرِها » . يعنى : يهوديان از پيامبر خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله ) سؤال كردند و گفتند : نسبت خدايت را براى ما تبيين كن . پيامبر سه روز درنگ كرد و به ايشان پاسخى نداد ، سپس سورهء توحيد نازل شد . ( اصول كافى ، ج 1 ، كتاب التوحيد ، باب 7 ، ح 1 ) .