السيد الخميني
91
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )
تخليص انسان از مَحْبَس ظلمانى طبيعت و دنيا ، نازل شده است ، و وعد [ و ] وعيد آن ، همه حق صراح و حقيقت ثابته است ، و در تمام مندرجات آن شائبهء خلاف واقع نيست ؛ با اين وصف ، اين كتاب بزرگ الهى در دل سخت ما به اندازه يك كتاب قصّه تأثير ندارد ؛ نه دلبستگى به وعدههاى آن داريم تا دل را از اين دنياى دَنى و نشئه فانيه برگيريم و به آن نشئهء باقيه ببنديم ، و نه خوفى از وعيد آن در قلب ما حاصل آيد تا از معاصى الهيّه و مخالفت با ولى نعمت احتراز كنيم . اين نيست جز آن كه حقيقت و حقّيّت قرآن به قلب ما نرسيده و دل ما به آن نگرويده و ادراك عقلى ، بسيار كم اثر است . و با اين قياس ، كليهء نقصانهائى كه در ما است و جميع سركشيها و مخالفتهاى ما و محروم ماندن از همهء معارف و سرائر براى همين نكته است . ( تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ) . فصل سوم در استشهاد براى اين مقصد به دليل نقلى خداى تبارك و تعالى براى مؤمنين در قرآن شريف خود ، خواصّى ذكر فرموده است ، و همچنين در احاديث شريفه از اهل بيت عصمت و طهارت ، براى مؤمن اوصافى ذكر شده است كه هيچ يك از آنها در ما نيست ، با اين كه ما خود مىدانيم كه همه به علم برهانى يا امثال آن ، اعتقاد به خداى تبارك و تعالى و توحيد ذات مقدَّس و ساير اركان ايمانى داريم . اين نيست مگر براى آن كه مذكور داشتيم كه ايمان غير از ادراك عقلى است . خداى تعالى در آيهء دوم از سورهء انفال فرمايد : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ