السيد الخميني

92

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )

يَتَوَكَّلُونَ » « 1 » تا آن كه مىفرمايد : « أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا » « 2 » به طور حصر مىفرمايد : مؤمنان آنانند كه اين چند صفت را دارند و غير اينها مؤمن نيستند ، و در آخر نيز فرمايد : اينها فقط مؤمن درست راست مىباشند . يكى از اوصافى كه براى آنها ذكر شده است آن كه چون ذكر خدا شود قلبهاى آنان ترسناك شود . و ديگر آن كه چون آيات حق بر آنها خوانده شود ، آن آيات ايمان آنها را زيادت كند . و ديگر آن كه توكّل آنها بر پروردگار خودشان است . اكنون شما كه مدّعى ايمان هستيد ، و همهء اركان ايمان را عقلًا يافتيد ، و براى هر يك برهانى داريد يا بافتيد ، مراجعه به حال خود كنيد ؛ ببينيد كدام يك از اين خواص در قلبتان موجود است ؟ اين همه ذكر خدا مىكنيد و مىشنويد ، آيا كو آن ترس كه علامت مؤمن است ؟ البته قلبى كه وجدان عظمت و جلال حق نكرده ، و كبريا و عُلوّ شأن حق در آن وارد نشده ، از ذكر حق ترسان نشود . مؤمن آن كسى است كه قلبش حضور حق و احاطهء قيّومى آن ذات مقدّس را دريافته باشد و عظمت و جلال او را وجدان كرده باشد . البته از فطريات است كه انسان در محضر سلطان عظيم الشأن ، كوچك و خوفناك شود ، گرچه در خود قصورى نبيند و خود را خدمتگزار ببيند ، با آن كه همهء ممكنات از قيام به حق معرفت و عبادت آن ذات مقدَّس قاصرند . چطور چنين نباشد ! با آن كه اشرف ممكنات و اعرف خلق اللَّه و اقرب إلى اللَّه ، رسول ختمى - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - اعلان « مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ ، وَ مَا

--> ( 1 ) - مؤمنان كسانى هستند كه چون نام خدا برده شود ، خوف بر دلهاى ايشان چيره گردد ، و چون آيات خدا ، بر آنان خوانده شود ايمان ايشان افزون گردد ، و بر پروردگارشان توكّل مىكنند . ( أنفال / 2 ) . ( 2 ) - و ايشان بدرستى همان ايمان‌آورندگان هستند . ( أنفال / 4 ) .