السيد الخميني
21
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
فصل چهارم در بيان حضور قلب و مراتب آن است اگرچه مناسب بود كه در اين مقام ، شرح اصطلاحات رايجهء قلب را نزد اطباء و حكماء و عرفا و اهل شرع و لسان قرآن بدهم ، ولى چون فايدهء كثيرهاى بر آن مترتّب نبود و دامنهء سخن بسى طولانى مىشد ، صرف عنان قلم را از آن نمودن و به حضور قلب و مراتب آن مصروف داشتن را اولى دانستم . بر ارباب بصيرت و معرفت و مطّلع بر اسرارِ اخبار اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام پوشيده نيست كه روح عبادت و تمام و كمال آن به حضور قلب و اقبال آن است ، كه هيچ عبادتى بدون آن مقبول درگاه احديّت و مورد نظر لطف و رحمت نشود و از درجهء اعتبار ساقط است . و ما پس از اين ، در فصل آتى « 1 » ، اخبار و احاديث راجعهء به اين مدّعا را به قدر مناسب ذكر مىكنيم . و چنانچه كمال و نقص و نورانيت و كدورت هر موجودى به صورت نوعيه و كمال اخير او است و ميزان در كمال و نقص و سعادت و شقاوت انسانْ كمال و نقص نفس ناطقه كه نفخهء الهيّه و روح مجرّدِ امرى اوست مىباشد ، همينطور مطلق عبادات و خصوصاً نماز ، كه يكى از تركيبات قدسيّه است كه بِيَدَىِ الجلال و الجمال فراهم آمده و تسويه شده ، كمال و نقص و نورانيت و ظلمانيت آن بسته به روح غيبى و نفخهء الهيّهء آن است كه به توسّط نفس ناطقهء انسانيه به آن دميده مىشود . و هرچه مرتبهء اخلاص و حضور قلب ، كه دو ركن ركين عبادات است ، كاملتر
--> ( 1 ) - ر . ك : صفحه 31 .