السيد الخميني
مقدمه 28
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
استفاده شده است ، كه منظور از « تسبيح » در بامداد و شامگاه همان نماز است ، نه ذكر مطلق . و اگر به مخلَصين ( به فتح ) اجازهء توصيف حق داده شد ، براى آن است كه آن ذوات مقدسه در اثر نيل به مقام « فنا » از خود سخن نمىگويند ، بلكه با لسان حق توصيف مىنمايند ( در قرب نوافل ) و حق به زبان آنها سخن مىگويد ( در قرب فرايض ) . سيرى در سرّ الصلاة جامعان بين « غيب » و « شهادت » مىكوشند همهء آنچه را فهميده يا يافتهاند به جامعهء بشرى منتقل كنند ؛ لذا گاهى در علوم نقلى با استنباط از ظواهر دينى تدريس و تصنيف دارند ؛ و زمانى در علوم عقلى با استمداد از علوم متعارفه و مبادى تبيين شدهء آن دراسه و كراسهاى به يادگار مىنهند ؛ و گاهى نيز در مشاهدههاى قلبى با استعانت از كشفهاى اوّلى خطاناپذير معصومان عليهم السلام وراثتى و رسالتى را به شاهدان انتقال مىدهند ؛ و اسوهء سالكان خواهند شد . يكى از چهرههاى درخشان جمع بين « غيب » و « شهود » استاد عالى مقام ، حضرت امام خمينى ( ره ) ، است كه راقم اين سطور از مهرماه 1334 تا 1341 ش افتخار شاگردى معظم له را داشته ، و از دوران به ياد ماندنى مراحل تحصيلىام به شمار مىآيد . اگر دههء پر بركت 1357 تا 1368 ش را درخشش نشأهء « شهادت » ايشان بدانيم ، چنان كه هست ، دههء مبارك 1347 « 1 » تا 1358 ق حتماً فروغ نشأهء « غيب » آن حضرت ( ره ) خواهد بود ؛ زيرا در اين دهه بسيارى از نفايس غيبى از انفاس قدسى ايشان به نفوس سالكان مسلك صفا رسيده است . زيرا در سال 1347 ق
--> ( 1 ) - مطابق با 1308 ش .