السيد الخميني

مقدمه 29

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

شرح دعاى سحر را مرقوم داشتند كه در آن بين « مشهود » و « معقول » و « منقول » الفتى دلپذير ايجاد كرد ؛ و به تعبير سزاتر ، از هماهنگى آنها پرده برداشت : سه نگردد بريشم ار او را * پرنيان خوانى و حرير و پرند « 1 » و در سنهء 1349 ق مصباح الهداية إلى الخلافة و الولاية را نگاشت ، كه در آن از چهرهء نگار خلافت محمدى صلى الله عليه و آله و سلم و ولايت علوى عليه السلام غبارروبى نمود ، و كيفيت سريان اين دو نور را در عوالم غيب و شهود با زبان رمز بيان داشت و همتايى بلكه وحدت اين دو را با لسان استعاره اثبات نمود : أنا مَن أهوى و من أهوى أنا * نحن روحان حَلَلنا بدناً « 2 » و در سال 1355 ق تعليقه بر شرح فصوص قيصرى و مصباح الانس محمّد بن حمزهء فنارى را به پايان رساند . و در ديباچهء تعليقه بر مصباح الانس تاريخ تَتَلْمُذ مصباح را چنين مرقوم داشتند : « قد شرعنا قراءة هذا الكتاب الشريف لدى الشيخ العارف الكامل ، استادنا فى المعارف الإلهية ، حضرة الميرزا محمد علي الشاه آبادي الأصفهاني - دام ظلّه - في شهر رمضان المبارك 1350 ق » . و در سنهء 1358 ق كتاب حاضر ، يعنى سرّ الصلاة را تصنيف فرمود . و در آن ( فصل پنجم از مقاله يكم و نيز فصل پنجم از مقدمهء كتاب ) از كتاب اربعين ، و نيز در فصل دوازدهم از مقالهء دوم ، از كتاب مصباح الهداية خود ياد كرده‌اند . و چون اين كتاب سر الصلاة براى خواص تدوين شد و ديگران از آن بهره نمىبردند ، لذا كتاب آداب الصلاة را جهت فيض همگان مرقوم داشته‌اند .

--> ( 1 ) - ديوان هاتف اصفهانى ، ص 49 . ( 2 ) - شرح فصوص الحكم ، قيصرى ، ص 436 ؛ ديوان الحلّاج ، ص 158 .