السيد الخميني
مقدمه 20
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
آسيبرسانى صورت برزخى فحشاء و منكر مىباشد ؛ و سيرت عقلى آن در قلمرو عقل تام ، دافع نفوذ صورت مثالى معاصى به بالا است . يعنى ، در نشأهء اعتبار و نيز مرتبهء برزخ ، تأثير نماز به صورت « دفع » يا « رفع » نسبت به فحشاء و منكر قابل توجيه است ؛ ولى در مرحلهء نهايىْ عقل ، فقط جنبهء دفعى دارد نه رفع ؛ نظير « رجم شيطان » و طرد آن از منطقهء وحى يا بى كه فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً « 1 » ؛ ليكن نسبت به خرق حجابهاى نورى ، جنبهء « رفع » دارد . و چون همهء اين امورِ ناظرِ به عالم مثال و عقلْ تكوينى محضاند ، و عهدهدار آنها سرّ نماز است نه ظاهر آن كه امرى است اعتبارى - زيرا اعتبارىها را بايد با هم سنجيد و حقيقىها را لازم است با هم ارزيابى نمود - مثلًا از آيهء وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى « 2 » گذشته از آنكه اعتبار مكان خاص براى نماز طواف استفاده مىشود ، توجه به مكانت خليل الرحمان و نيل به منزلت نسبى آن حضرت عليه السلام نيز استنباط مىشود ، كه يكى ناظر به صورت نماز است ، و ديگرى راجع به سيرت آن . سرّ نمازْ همهء مجارى ادراكى و تحريكى نمازگزار را مظهر درك و فعل حق مىكند ؛ لذا ممكن است نوك شكستهء تيرى را از پاى نمازگزار در حالت سجده بيرون آورند و او احساس نكند ، و نالهء مستمندى را در حال ركوع بشنود و انگشتر خويش را به او صدقه دهد ؛ زيرا جمع اين دو حال از لحاظ ظاهر بسى دشوار است ، ولى از جهت راز نماز كاملًا سهل مىباشد : چون اگر عبدِ سالك در پرتو قرب نوافل به جايى رسيد كه همهء كارها را با مجارى ادراكى و تحريكى
--> ( 1 ) - الجنّ ( 72 ) : 9 . ( 2 ) - البقرة ( 2 ) : 125 .