السيد الخميني
مقدمه 21
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
خداوند ، در مقام ظهور فعلى ، انجام مىدهد و فعل خداوند حق است و باطل در آن راه ندارد ، همهء شئون جذب و دفع ، ارسال و امساك او حق خواهد بود ؛ و لازمهء آن اين است كه بيرون آوردن تير احساس نشود ؛ چون احساس آن خلاف حضور قلب است و باطل ، ولى صداى مستمند را شنيدن و انگشتر به او صدقه دادن حق است و موافق آن . غرض آن است كه سرّ نماز با علن آن همتا نيست ، و با راز نماز مسائلى قابل تحليل است كه با علن آن ميسور نيست . راز نماز ، كه در شهود جمال معبود نهفته است ، همهء مجارى ادراكى نمازگزار را متوجه آن جمال محض مىكند و از ساير امور باز مىدارد ؛ لذا هيچ رنجى را احساس نمىكند . مرحوم حكيم سبزوارى مىفرمايد : جايى كه جمالِ صورىِ يوسفىِ محدود ، زنان را فانى كند به نص كلام الهى كه فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ « 1 » جمال مطلق كه هر جمال ظلّ جمال اوست چه خواهد كرد - خاصه نسبت به عارفين در حال استغراق در ذكر و عبادت « 2 » . راه وصول به اين مقام منيع نه تنها به صرف تحصيل شرايط و آداب و احكام نماز حاصل نمىشود ، بلكه با اكتفا به جهاد مستمر با نفس نيز حاصل نخواهد شد ، چون جهاد اكبر هم لازم است . و هرگز با اكتفا به جهاد اوسط ، كه نبرد با نفس باشد ، ميسر نمىشود . و جهاد اكبر همانا نبرد عشق و عقل است ، كه اگر سالك از قيد عقل مصطلح برهد و به عقل ناب كه همان عشق به عبادت و سپس حصر آن در معبود است برسد ، در جهاد اكبر پيروز شده است . و آنچه در شرايط و آداب گفته مىشود ، نمونهء چيزهايى است كه تحصيل آن در اسرار نماز
--> ( 1 ) - يوسف ( 12 ) : 31 . ( 2 ) - أسرار الحكم ، ص 619 .