السيد الخميني
136
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
ما وَحَّدَ الْواحِدَ مِنْ واحِدٍ * إذْ كُلُّ مَنْ وَحَّدَهُ جاحدٌ تَوْحيدُ مَنْ يَنْطِقُ عَنْ نَعْتِهِ * عارِيَةٌ أبْطَلَها الْواحِدُ تَوْحيدُهُ إيَّاهُ تَوْحيدُهُ * وَ نَعْتُ مَنْ يَنْعَتُهُ لاحِدٌ « 1 » [ سجود اشاره به آخرين مراتب توحيد است ] پس سرّ سجود را ، كه اشاره به آخرين مراتب توحيد است و منتهى شود در مرتبهء تحقّق به مقام لامقامى ، كه اشارهء به آن در مسلك اهل معرفت كلمهء شريفهء أَوْ أَدْنى « 2 » است ، كشف نتوان كرد . و آنچه ما در اين مقام اشارهاى به آن مىكنيم ، از وراء هفتاد هزار حجاب از نور و هفتاد هزار حجاب از ظلمت است كه به قلب ما بازماندگان از طريق اهل حق و حقيقت يكى از آنها كشف نشده . و با اين حال سستى و افسردگى و فتور و مردگى كه اكنون در آن واقعيم ، اميد خيرى هم نيست ؛ مگر حق تعالى از خزائن كريمانهء خود بذل رحمتى فرمايد و بسط
--> ( 1 ) - « عارف محقّق ، انصارى ، گفته است : اما مرتبهء سوم توحيد عبارت است از توحيدى كه خداوند به خود اختصاص داده و متناسب با قدر خود شايستهء آن گرديده و پرتوى از آن را بر باطن گروهى از برگزيدگانش تابانده و آنان را از وصف آن لال و از انتشار آن ناتوان گردانيده است ، و آنچه كه بر زبان اشارت كنندگان بدان اشاره مىشود ( فقط ) اسقاط حدوث و اثبات قدم است . اين اشارت نيز در اين مرتبهء توحيد خود نقص و علّتى است كه اين مرتبه جز با حذف آن درست نيايد ( و تمام نگردد ) . » تا اينكه گفته است : « اين مرتبه از توحيد با بيانات و عباراتْ هرچه بيشتر پوشيده و پيچيده مىشود و با توصيفْ هرچه بيشتر از فهم دور مىشود و با شرح و بسط سختتر مىگردد . » تا آنجا كه گفته است : « واحد را احدى توحيد نكرده است / زيرا هركس توحيد او كند منكر او ( آنچنانكه هست ) شده است . توحيد آن كس كه از وصف او سخن مىگويد / عارى از حقيقت است كه واحد تعالى آن را ابطال نموده است . توحيدِ خودِ او خود را ، توحيد حقيقى اوست / و وصف كسى كه او را وصف كند الحاد است » . ( منازل السائرين ، ص 143 - 144 ) ( 2 ) - النجم ( 53 ) : 9 .