السيد الخميني

118

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

محامد اللَّه هستند ، و لسان حمد آنها لسان ذات است ؛ و رَبِّ الْعالَمِينَ اشاره به ظهور اسم اللَّه در مرآت طبيعت است به مناسبت مقام ربوبيت ، كه ارجاع از نقص به كمال و از مُلك به ملكوت است و آن مختص به جوهر عالم مُلك است ؛ و رحمانيت و رحيميت از صفات خاصهء ربوبيت است ؛ و مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ اشاره به رجوع مطلق و قيامت كبراست . و چون صبح ازل طالع شد و نور جلوهء احدى بر قلب عارف در طلوع آفتاب يوم القيامه تجلّى كرد ، سالك را حضور مطلق دست دهد ؛ پس به مخاطبهء حضوريه در محفل انس و مقام قدس به إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ گويا شود ؛ و چون به خود آيد از جذبهء احدى و صحو بعد المحو حاصل آيد ، مقام هدايت خود و مصاحبين خود را در اين سير الى اللَّه طلب كند . پس ، سورهء حمد جميع سلسلهء وجود است عيناً و علماً و تحققاً و سلوكاً و محواً و صحواً و ارشاداً و هدايتاً ؛ و اسم مظهر آن ، اسم اللَّه اعظم و مشيّت مطلقه است : فهو مفتاح الكتاب و مختامه و فاتحته و ختامه ؛ چنانچه اسم اللَّه ظهور و بطون و مفتاح و مختم است : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 1 » . در تفسير حمد به لسان اهل معرفت پس ، تفسير اين سوره به حسب ذوق اهل معرفت چنين است : به ظهور اسم اللَّه ، كه مقام مشيّت مطلقه و اسم اعظم الهى است و داراى مقام مشيّت رحمانيه ، كه بسط وجود مطلق است ، و مشيّت رحيميه ، كه بسط كمال وجود است ، عالمِ حمد مطلق و اصل محامد - كه از حضرت تعيّن اوّل غيبى تا نهايت

--> ( 1 ) - « خداوند نور آسمان‌ها و زمين است » . ( النور ( 24 ) : 35 )