السيد الخميني

64

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

عالم ، با واسطهء رسول اكرم در اين شخصيت ظهور كرده است . و ابعادى كه از او مخفى است ، بيشتر از آن ابعادى است كه از او ظاهر است . همين ابعادى هم كه دست بشر به آن رسيده است و مىرسد ، در يك مردى ، در يك شخصيتى جمع شده است ، جهات متناقض ، جهات متضاد . انسانى كه در حال اين كه زاهد و بزرگترين زاهد است ، جنگجو و بزرگترين جنگجوست در دفاع از اسلام . اينها در افراد عادى جمع نمىشود ، آن كه زاهد است ، به حسب افراد عادى ، جنگجو نيست ، آن كه جنگجوست زاهد نيست . در عين حالى كه در معيشت آن طور زهد مىكردند و آن طور در خوراك و در آن طور چيزها به حد اقل قناعت مىكردند ، قدرت بازو داشتند ، آن قدرت بازو را ، و اين هم جزء امورى است كه جمعش ، جمع متضادين است . در عين حالى كه داراى علوم متعدده و داراى علوم معنويه و روحانيه و ساير علوم اسلامى است ، در عين حال مىبينيم كه در هر رشته‌اى ، مردمى كه اهل آن رشته‌اند او را از خودشان مىدانند ، پهلوان‌ها حضرت امير را از خودشان مىدانند ، فلاسفه حضرت امير را از خودشان مىدانند ، عرفا حضرت امير را از خودشان مىدانند ، فقها حضرت امير را از خودشان مىدانند ، هر قشرى كه اهل يك رشته است ، حضرت امير را از خودش مىداند . و حضرت امير از همه است ، داراى همهء اوصاف است و داراى همهء كمالات . بعضى كمالات حضرت كه شايد يك قدرى مخفى مانده باشد از ادعيهء حضرت معلوم مىشود . دعاى كميل يك دعاى عجيبى است ، بسيار عجيب . بعض فقرات دعاى كميل از بشر عادى نمىتواند صادر بشود . إِلهى وَ سَيِّدى وَ مَولاىَ و ربي صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ فَكَيْفَ اصْبِرُ عَلى فِراقِكَ « 1 » كى مىتواند اين طور بگويد ؟ كى اين طور عشق به جمال خدا دارد كه از جهنم نمىترسد لكن مىترسد كه وقتى در جهنم برود ، نازل شده از مقام خودش و به مرتبه‌اى برسد كه محروم بشود از عشق او ؟ از فراق ، حضرت امير مىنالد ، از فراق حضرتِ حق تعالى ناله مىزند . اين عشقى است كه در باطن قلب او گداخته شده هميشه ،

--> ( 1 ) - اى خداى من ، و آقاى من و مولا و پروردگارم ! گيرم كه صبر كنم بر عذابت ، اما چگونه بر فراق و دورى تو صبر كنم » . مفاتيح الجنان ، دعاى كميل .