السيد الخميني

65

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

و تمام اعمالى كه از او صادر مىشود ، از اين عشق صادر مىشود ، از اين عشق به خدا صادر مىشود . ارزش اعمال روى اين عشق و محبتى است كه به حق تعالى هست ، روى اين فنا و توحيدى است كه در انسان هست ، و اين سبب شده است كه ضَرْبَةُ عَليٍّ يَوْمَ الْخَنْدَق افْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَين . « 1 » فرضاً كه اين ضربت را كس ديگر از دفاع اسلام زده بود اما از روى اين عشق نبود ، كارش هم اسباب اين شده بود كه اسلام ترويج پيدا كند ، لكن چون مبدأ ، مبدأ عشقى نبود ، « افضل من عبادة ثقلين » نخواهد شد . انگيزه اعمال ، انگيزه روحانيت اوست نه صورت او . شمشير زدن ، يك دست پايين آوردن است و يك كافر را كشتن ، اين دست پايين آوردن و كافر را كشتن ، از خيلى اشخاص ممكن است صادر بشود ، لكن گاهى اصلًا اجر ندارد و اصلًا فضيلت ندارد و گاهى فضيلت دارد تا برسد به آن جايى كه افْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَيْن . اين روى آن عشق و توحيدى است كه در قلب او هست ، روى آن است كه دست ، دست او نيست ، چشم ، چشم او نيست ، يد اللَّه است ، عين اللَّه است . اينها را ما با لَقْلَقهء لسان « 2 » مىگوييم و نمىتوانيم تصورش را بكنيم ، البته تصديقش كرديم به اين كه اين طور است ، اما تصورش را نمىتوانيم بكنيم كه چه جور است وضعيت . شيعه على ( ع ) تابع مرام و شيوهء وى آنهايى كه شيعه اين مرد بزرگ هستند البته نمىتوانند مثل او باشند ، خود ايشان هم فرمود شما قدرت اين را نداريد ، حتى قدرت همين زهد ظاهريش را ، چه برسد به معنوياتش ، لكن نبايد ما گمان كنيم كه ما شيعه امير المؤمنين - سلام اللَّه عليه - هستيم . و خود او در دعاى كميل و ساير ادعيه‌هايش و در روشش آن طور خوف از خدا داشت ، و آن طور از عاقبت مىترسيد كه منعكس شده است اين در دعاى كميل و در حالات او و ما اصلًا دنبال اين مسائل نباشيم و بگوييم ما شيعه هستيم . آن طور بسط عدالت ، اگر موفق

--> ( 1 ) - « يك ضربهء شمشير على ( ع ) در روز ( جنگ ) خندق ، از عبادت انس و جن والاتر و برتر است » . بحار الأنوار ، ج 39 ، ص 1 - 2 ، ح 1 ( 2 ) - لقلقه ( به فتح هر دو لام ) : بانگ لك لك ، هر بانگ و آوازى كه توأم با حركت و اضطراب باشد ، در فارسى « لقلقه زبان » مىگويند ، يعنى بيهوده گويى .