السيد الخميني

132

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

از اسلام مىترسند ، و حقيقتاً حمله‌شان به اسلام است ، منتها به صورت اين كه ايران چطور است ؛ نمىتوانند بگويند كه اسلام چطور است ، مىگويند ايران چطور است . لكن واقع مطلب اين است كه اينها اسلام را نمىخواهند . اگر جمهورى اسلامى يك جمهورى دمكراتيك بود آنها حرفى نداشتند ، لكن جمهورى ، اسلامى است ، كه دستورات اسلام براى آنها در غارتگرىها و در زورگويىها ، مجال نمىخواهد بدهد . خودبينى منشأ تمام فسادهاى عالم ما آن طورى را كه خيال مىكنيم ، قرآن كريم در قصهء آدم - كه بايد گفت يك قصّهء رمزى است ، لكن بسيار آموزنده - به ما يك دستوراتى داده است كه اگر به آن دستورات بشر عمل بكند ، حل همهء مشكلات مىشود . قبل از اين كه آدم را خلق بكند به ملائكه مىفرمايد كه مىخواهم يك همچو كارى بكنم . ملائكه جنبهء تقدس خودشان را نظر مىكنند و جنبهء فساد آدم را . از اين جهت ، مىگويند كه شما چرا خلق مىكنى يك جمعيتى را كه در زمين فساد كنند و سفك دماء « 1 » كنند ؟ ما تقديس تو را مىكنيم . خودشان را مىبينند در صورت تقدس و آدم را مىبينند در صورت فساد . جنبهء خوبى خودشان را و جنبهء بدى آدم را ملاحظه مىكنند . خداى تبارك و تعالى هم بهشان مىفرمايد كه شما نمىدانيد ، شما همان خودتان را مىبينيد ، خودبين هستيد و از آدم كمالات را نمىدانيد . و بعد هم قصه را تمام مىكند كه به آدم « اسما » را كه واقعش « اسماء اللَّه » است - همه چيز اسماء اللَّه است - تعليم مىكند ، و بعد مىگويد عرضه كنيد ! آنها مىبينند كه عاجزند . آنها ، خوب ! عقب‌نشينى مىكنند . بعد از اين كه خلق مىكند آدم را ، امر مىكند كه سجده كنند ، « ملائكة اللَّه » همه سجده مىكنند ، لكن ابليس نمىكند . نكتهء اين كه ابليس نمىكند ، اين است كه خودبين است . مىگويد : خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ « 2 » ؛ من از آتش خلق شدم ، او از خاك خلق شده است ؛ او پست‌تر از من است ، من بالاتر از او

--> ( 1 ) - ريختن خونها ( 2 ) - سورهء اعراف ، آيهء 12 : « مرا از آتش و او را از خاك آفريدى » .