السيد الخميني
18
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
اگر چنانچه به جاى آنها بودم ، همه چيز را خوب مىدانستم ؟ پس ريشهاش ريشهء نفسانى است . يك آقاى محترمى كه يك وقت پيش من - در خيلى وقت پيش از اين - آمده بود ، من ديدم تمام فرمايش آقا راجع به جمهورى اسلامى اين است كه به فتواى من گوش نمىدهند ، به حكم من گوش نمىدهند ؛ ميزان حكم من است ، نه ميزان حكم خدا . و اين يك مرضى است كه در همه هست ، مگر اينكه خدا انسان را نگه دارد و خدا هم انسان را نگه نمىدارد ، مگر اينكه خود انسان وسائلش را فراهم كند . نمىشود نشست كه من را خدا مُهذَّب كند . خدا وسائل تهذيب را در اختيار ما گذاشته است و تهذيب ، عملى است كه ما بايد انجام بدهيم ، اين محوَّل به كسى نيست ، به خود ماست . نگرانى از اختلاف روحانيت و خروج از زى طلبگى من از اين دو جهت نگران هستم . يك جهتى كه قبلًا عرض كردم كه زىِّ طلبگى در بين ما ضعيف بشود يا از بين برود . يك جهت ديگر هم اينكه مبادا خداى نخواسته ، اختلاف پيدا بشود ، كه هر دوى اينها از باب اينكه شما در جايى واقع شديد كه مردم به شما توجه دارند و شما ارشاد مىخواهيد بكنيد مردم را ، مبادا يك وقتى به واسطهء خارج شدن ماها از زى طلبگى مردم را از ما منصرف كنند و انصراف از روحانيت منتهى مىشود به انصراف از اسلام . و مبادا به واسطهء اختلافى كه گاهى بين ماها فرض كنيد پيدا مىشود ، اختلاف كشيده بشود به جاهاى ديگر و موجب بشود به اينكه يك وقت ملت دو دسته بشوند . يك دسته اين ، هر شهرى دو دسته بشوند ، يك دسته طرفداران آن آقا ، يك دسته طرفداران آن آقا ، و فراموش بكنند - آن چيز را - خداى تبارك و تعالى را و فراموش بكنند انقلاب را . اين دوتا مطلبى است كه من نگرانش هستم و بسيار از اينها گاهى رنج مىبرم كه مىشنوم مثلًا در فلان جا بين فلان و فلان اختلاف هست . و بدانيد كه اختلاف ، اختلاف سر اسلام نيست . اختلاف سر « من » هست ، من اسلام را بايد تقويت كنم ، اسلامى كه من تقويت كنم قبول دارم ، اسلامى كه رفيق من تقويت كند نه ، او را من قبول ندارم . اين در باطن ذات آدم