السيد الخميني

14

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

آن قواى شوروى وارد شد به افغانستان و وارد شد و حكومت را از بين برد ، نه اينكه حكومت خواست او بيايد . به رغم حكومت ، آنها آمدند و افغانستان را گرفتند و قبضه كردند و حكومتش يك حكومت فاسدى بود ، آن حكومت فاسد « 1 » را بردند . يك حكومت فاسدترى را به جاى آن گذاشتند . و الآن هم افغانستان در قبضهء آنهاست بر خلاف ملت و همهء اشخاصى كه متفكرند ، و همهء دولتهايى كه وابسته به خود شوروى نيستند اين امر را محكوم كردند . پيام سفير شوروى در آستانهء اشغال افغانستان و سفير شوروى همان چند ساعت بعد از اين كارى كه كرده بودند شب آمده بود اينجا ، و مانده بود اينجا ، تا وقتى كه من همين وقتها - مثلًا - ملاقاتش كردم . آن گفت : من يك پيامى آوردم و پيامش را ذكر كرد ، و همين مطالب بود كه اشخاص خارجى آمده بودند و در افغانستان مشغول به - مثلًا - اخلال بودند و مخالف با ملت بودند ، و دولت افغانستان از شوروى خواست كه بيايد اين كار را بكند و آن هم بنا دارد بيايد ، در صورتى كه آمده بودند و از بين هم برده بودند آن را . من از او پرسيدم كه آن خارجى كه شما مىگوييد كى هست ؟ كدام خارجيها آمدند ؟ البته با تمجمج « 2 » گفت : مثلًا پاكستان . بعد من بهش قصه‌اى را گفتم كه اساس مسائل ما هم همان قصه است . گفتم اگر شما خيال كنيد كه با سرنيزه بتوانيد يك ملتى را خاضع كنيد و استقرار هم پيدا بشود اين اشتباه است . سرنيزه مىتواند يك مردمى را سركوب كند ، بكشد ، چه بكند ، لكن نمىتواند مستقر باشد . ملت اگر يك چيزى خواستند ، نمىشود به خلاف ميل ملت هميشه يك كارى را انجام داد ، و اگر حكومت رژيمش دو رژيم باشد ، ملت مسْلم باشد ، حكومت كمونيست باشد ، اين نخواهد درست شد و شما همچو اميدى نداشته باشيد . با بودن يك ملتى به حال نظام اسلامى ، و آمدن يك حكومتى براى اين ملت به نظام

--> ( 1 ) - حكومت داود خان كه توسط نظاميان كمونيست وابسته به اتحاد جماهير شوروى ساقط شد ( 2 ) - تمجمج ( به فتح تا و ميم و ضم ميم دوم ) : سخن ناپيدا گفتن ، كلمات را جويده و نامفهوم ادا كردن .