السيد الخميني
15
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
ديگرى مثل كمونيست اين مىشود ، اول شماها بريزيد و بكشيد - و چنانچه دارند همين كار را مىكنند - و مردم را سركوب كنيد ، لكن اين استقرار نمىتواند پيدا كند . سركوب ملتها به دست حكومتهاى دست نشانده و عمده اين است كه حكومتها نمىتوانند بفهمند تكاليف خودشان را راجع به ملتها . حكومتها هر چه روى كار آمدند ، تقريباً آمدند براى سركوبى ملتها . در صورتى كه حكومت يك ملت - خصوصاً در آنجاهايى كه دعوى دموكراسى و امثال ذلك مىكنند - براى خدمت مردم است نه براى سركوبى مردم . لكن ما مىبينيم حكومتها اين طور نيستند . اين حكومتهايى كه ما با ايشان مواجه بوديم و ديديم ، كه همه مىدانيد وضعشان چه بوده ، و اين حكومتهاى همجوار ما هم مىدانيد كه همه اين طور هستند كه يك دسته اقليتى با قدرت و سرنيزه و پشتيبان داشتن از خارج مىآيند و يك ملتى را سركوب مىكنند ، تا آن اندازهاى كه بتوانند ؛ و ملتها بيدار بشوند . از آن جمله مسئلهء ايران بود ، كه ايران مبتلا بود به يك حكومتى كه با سرنيزهء انگليسها اول ، و با سرنيزهء اين قواى ثلاثه ؛ اين متفقين « 1 » ، و در ادامهاش با سرنيزهء امريكا به اين ملت مسلط شد و رساند كار را به آنجايى كه همه ديديد . امتيازات انقلاب اسلامى از ديگر انقلابها لكن اين طور نبود كه اين نهضت ايران نهضت يك قدرتمندى باشد ، ضد يك قدرتمند ديگر كه آن قدرتمند با سرنيزه بيايد اين قدرتمند را خارج كند و خودش با سرنيزه سركوب كند . اين يك نهضتى بود كه از متن ملت به پا شد . نهضت ، نهضت ملى بود . يعنى ، ملت از زن و مرد ، از بچه و بزرگ ، همه قيام كردند و اين حكومت جائر را از بين بردند . اين يك امتيازى است بين اين نهضت اسلامى ايران با نهضتهاى ديگر ، كه اين صد در صد ملى بود . يك شخصى كه سرنيزه دستش باشد ، و بيفتد جلو و همهء مردم را
--> ( 1 ) - سه كشور امريكا ، انگليس و اتحاد جماهير شوروى . حكومت محمد رضا پهلوى پس از كنفرانس تهران با شركت فرانكلين روزولت ، وينستون چرچيل و جوزف استالين رؤساى كشورهاى امريكا ، انگليس و شوروى مورد تأييد آنها قرار گرفت .