السيد الخميني
486
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
اين باشد كه فرمانفرماى ملت باشد . حكومت خودش را از ملت مىدانست . چنانچه ملت هم خودش را از حكومت مىدانستند . از نشانههاى حكومت اسلامى يكى از نشانههاى حكومت اسلامى و امتياز او با حكومتهاى طاغوتى - كه حكومت مقابل اسلام است - همين طرز حكومت است . حكومتهاى طاغوتى از ملتها جدا هستند و به ملتها فرمانروايى مىكنند و ملتها هم از آنها جدا هستند . و لهذا اگر مشكلى براى حكومت پيدا بشود آن مشكل را ملتشان رفع نمىكند ، و مشكلاتى كه براى ملت حاصل مىشود ، اگر چنانچه به نفع حكومت نباشد ، رفع نمىكند . و اما حكومت اسلامى اين طور است كه اگر چنانچه براى ملت يك نابسامانى پيش بيايد ، حكومت آن را مال خودش مىداند ، و اگر براى حكومت يك مشكلى پيدا بشود ، آن مشكل را ملت از خودش مىداند ، و لهذا كوشش مىكند در رفع آن . دو مشكل اساسى ممالك اسلامى به نظر من ، اساس مشكلاتى كه براى آن ممالك اسلامى هست از همه بالاتر ، دو تا مشكل است ؛ يك مشكل ، مشكل بين حكومتها و ملت است كه حكومتها از ملت جدا هستند به حسب نام ، يعنى نه حكومتْ خودش را از ملت مىداند ، نه ملتْ خودش را از حكومت . كليد اين مشكل به دست حكومتهاست ، اگر چنانچه حكومتها طورى باشند كه ملت احساس كند كه اينها خدمتگزار او هستند ملتها حاضرند براى همكارى . شما ملاحظه كنيد كه اين مملكت ما الآن چه وضعى دارد ، در صورتى كه باز ما نتوانستيم اسلام را در اينجا به حسب آن مقصد حقيقىاش پياده كنيم . الآن يك نسيمى از اسلام در اين مملكت آمده است ، و همين نسيم خفيفى كه از اسلام آمده است اسباب اين شده است كه ملت ما با حكومت جدا نيستند ، با ارتش جدا نيستند . اگر امروز براى حكومت يك مشكلى پيدا بشود ، داوطلباند ملت ما براى رفع اشكال . اگر براى ارتش يك مشكلى پيدا بشود ، آنها چون از خودشان مىدانند ، او را ، داوطلباند براى رفع اشكال . و