السيد الخميني
143
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
زور بوده و سرنيزه بوده ؟ مجلس خبرگانش با زور بوده ، و سرنيزه بوده ؟ علماى بلادش ، كه اين قدر زحمت كشيدند و آن وقتى كه شما در خواب بوديد و يا آن بالاها نشسته بوديد و استفاده مىكرديد و از خود دولت طاغوتى هم استفاده مىكرديد ، اينها توى زندانها رنج مىبردند و در تبعيدگاهها به آنها رنج مىدادند ، اينها فرصت طلباند ، و شماها كه حالا كه راه يك قدرى صاف [ شده ] ريختيد سر اين سُفْره ، فرصت طلب نيستيد ؟ چه ديكتاتورى علماى اسلام كردهاند ؟ كدام ديكتاتورى ؟ خوب ، نشان بدهيد بگوييد فلان جا با زور ، با فشار ، با چه ديكتاتورى كردهاند . دادگاههاى اسلامى كه پيدا شده است ، اين دادگاهها آنهايى را كه محاكمه كردهاند ، شما آنها را مىخواهيد تطهير بكنيد كه مىگوييد ديكتاتورى كردند ؟ يعنى آنها را با ديكتاتورى كشتهاند ؟ نصيرى « 1 » و امثال نصيرى را . شما حالا قلمهاتان را برداشتيد گريه مىكنيد براى نصيرى و براى هويدا « 2 » و براى محمد رضا خان ، آن وقت خودتان را « ملّى » مىدانيد ! آدم مىدانيد . ما اگر جلوگيرى از اين ملت نكنيم ، براى شما خطر همه چيز پيش مىآيد ، ما جلوگيرى مىكنيم . ما ميل نداريم كه ملت ما خداى نخواسته يك وقت چه بشود كه مىخواهند زور بگويند و ما چه . ملت ما با آرامش ، با آزادى ، ملت ايران با آزادى ، با آرامش ، رأى داده ؛ يك عدهاى را تعيين كرده است براى اينكه قوانين را بفهمند كه اين قوانين مخالف با اسلام نباشد ، براى اينكه جمهورى اسلامى است ؛ شما مىگوييد كه آقايان بروند كنار ! آقايانى كه ملت قرار دادهاند بروند كنار ، كه براى ملت ما چه بشود ؟ خوب ، ملت اينها را قرار دادهاند ؛ ملت ما [ خواهان ] چى است . شما بياييد از اين ملت بپرسيد كه شما چى مىخواهيد ، تا ثانياً بيايند باز همان صد ، الّا يكيشان يا يك و چندشان ، بگويند كه ما اسلام را مىخواهيم ؛ ما احكام اسلام را مىخواهيم ؛ ما قوانين اسلام را مىخواهيم . آخر چرا در مقابل يك ملت نشستهايد ؟ چهار نفر نشستهايد ! چهار نفرى كه تا حالا نَفَستان در نمىآمده ! حالا كه روحانيون ، اسباب اين شدهاند كه شما نفس بكشيد ، نفس بر ضد اينها
--> ( 1 ) - نعمت اللَّه نصيرى ؛ رئيس ساواك در زمان شاه . ( 2 ) - امير عباس هويدا ، نخست وزير رژيم پهلوى .