السيد الخميني

144

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

مىكشيد ، آخر اين صحيح است ؟ اين انصاف است ؟ شما انصاف داريد كه اينهايى كه شما را از آن كُنْجها بيرون آوردند ظاهر كردند ، حالا اعلام وجود كرده‌ايد ؟ و هيچ كس هم به شما اشكال نكرده ، اينها زحمت كشيده‌اند شما اعلام وجود كرده‌ايد ؟ ! ملت زحمت كشيده ، و اين دسته از مردم بوده‌اند كه ملت را دعوت كرده‌اند به اسلام و مردم اين كار را كرده‌اند . حالا شما از اسلام مىترسيد و از مذهب مىترسيد و از انحصارطلبى مذهبيون ؟ ! چه انحصارطلبى كرده‌اند ؟ مذهبيون كجا انحصارطلبى كرده‌اند ؟ آنها كه همهء شما را [ آزاد كرده‌اند ] . در يك ميليون و نيم ، يا نزديك به اين ، افرادى كه مشغول به كار هستند و دولتى هستند اينها كدامشان وارد شدند در مشاغل دولتى و ميخواهند مشاغل دولتى را بگيرند ؟ بله ، يك چند تاشان براى نظارت در امرى كه مبادا فلان شخص در فلان جا خلاف بكند ، براى نظارت ، آنجا هستند . چرا انسان بايد اين قدر بىانصاف باشد ؟ اين قدر با دشمن اسلام باشد ؟ اين قدر دشمن روحانيون باشد ؟ خوب ، دولت سابق هم همين طور بود ؛ با اسم اينكه ملت بايد چه بشود و اسلام بايد چه بشود ، چه بشود ، همين روحانيون را كوبيد و همين مذهب را كوبيد و همين مذهبيون را ! شما هم كه حالا آمديد و قلمهايتان روى كار آمده ، همان حرفها را داريد مىزنيد . اين راجع به آنها . لزوم پرهيز روحانيون از ارتكاب هر گونه خلافى راجع به خودمان ؛ شما آقايان ، و همهء علماى اسلام ، همهء علماى ايران ، الآن در يك وقت حساسى واقع شديد كه اگر خداى نخواسته از يكى از جوانهاى شما يك كار خلاف ببينند ، همين آدمهايى كه نشسته‌اند آنجا و مواظب‌اند كه مبادا اسلام پيروز بشود ، همينها شروع مىكنند به قلمفرسايى و شما را متهم مىكنند به اينكه اينها اين كاره‌اند . از آن روز تا حالا منطق اينها اين است ! از آن روز تا حالا ما گرفتار ديكتاتورى پهلوى بوديم ، رژيم سلطنتى بوديم ؛ از حالا به بعد گرفتار ديكتاتورى عبا و عمّامه هستيم . شمايى كه تا حالا ديكتاتورى نكرديد ، همهء عالَم مىدانند كه شماها فشار به كسى نياورديد كه برو رأى بده ، همهء عالم مىدانند كه شما فشار به كسى نياورديد كه اين آقا را براى مجلس مثلًا خبرگان