السيد الخميني
109
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مسئوليت شخص نيست . اگر مسئوليت شخص بود چيزى نبود . اگر مسئوليت آقا بود چيزى نبود . فرض كنيد كه آقاى لاهوتى « 1 » هم متهم بشوند ، يا من متهم بشوم ، و يا آقاى ابو شريف « 2 » متهم بشوند ، اين چيزى نيست . مسأله اتهام مكتب است . مكتب ما را اينها متهم مىخواهند بكنند ؛ به اشخاص كار ندارند . آنها آن چيزى را كه بر خلاف مقصدشان بوده است و آن چيزى كه خودشان را براى آن شكست خورده يافتند ، آن عبارت از مكتب ما بود . مكتب ما اينها را شكست داد . مكتب ما يك مكتبى بود كه اين جوانها را عرضه داشت ؛ همين جوانها مىگويند كه شهادت را براى ما بخواهيد . اين مكتب بود ، فرد نمىشود كه ، افراد نمىشود كه ، مردن را بخواهند براى يك امورى كه مربوط به زندگى است ! اين اصلًا معقول نيست يك همچو چيزى كه شما بگوييد كه من كشته بشوم براى اينكه مثلًا فلان چيز ، فلان كالا ، ارزان بشود يا گران بشود . اين پيش اشخاص مطرح نيست . آنى كه مطرح است عقايد مردم است . اين ، عقيده است كه انسان را مىكشد به اين طرف و آن طرف . آن عقيده بود كه حضرت سيد الشهداء را با چند نفر ، با چند عدد معدود ، كشاند در مقابل يك امپراتور خبيثى كه همهء عُدّه و عِدِّه « 3 » را داشت ، لكن نه آدم بود ، نه ايمان داشت . اينكه سيد الشهداء را كشاند به آنجا مكتب بود كه كشاند به آنجا ؛ اتحاد و عقيده بود كه كشاند به آنجا . و همه چيزش را داد در مقابل عقيده ، در مقابل ايمان ؛ و كشته شد و شكست داد ؛ طرف را شكست داد . اگر خداى نخواسته در اين نهضتى كه شما كرديد يكوقت كارى ما و شما انجام بدهيم ، روحانيون و پاسداران هر دو طايفه پاسدار هستند ؛ پاسدار اسلام . همهء ملت ، پاسدار اسلام بايد باشند : كُلُّكُم رَاعٍ « 4 » . همه بايد مراعات كنيد ، همهتان « راعى » هستيد ، همهء مردم ، و همه هم مسئول هستند ؛ يعنى همه بايد همان طورى كه يك شبانى يك گلهاى را مىبرد و رَعْى « 5 » مىكند و مىچراند و
--> ( 1 ) - آقاى حسن لاهوتى . ( 2 ) - عباس زمانى ، فرمانده وقت سپاه پاسداران . ( 3 ) - نيرو و افراد . ( 4 ) - بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 38 : « كُلُّكُمْ راعٍ و كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعيَّتِه » . هر يك از شما سرپرست و مسئول يكديگريد . ( 5 ) - چراندن گوسفند .