السيد الخميني
64
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مرگ بر شاه ، شعار ملى خوب ملت - اكثريت ملت - بلااشكال الآن و سابق در دو ماه پيش از اين و در بعد از ماه رمضان و روز عيد ، اين مردم اكثر مردم بودند كه مىگفتند كه ما نمىخواهيم شاه را و مرگ بر شاه ! اين شعار ملى است ! ملى بوده است شعار ملت ، [ اينكه ] نه شعارِ خلافِ ملى بوده ! و شعارشان مخالف قانون اساسى نبوده است بلكه موافق قانون اساسى بوده ؛ براى اينكه قانون اساسى ايشان را به سلطنت نمىشناسد ؛ ايشان سلطان نيستند به حَسَب قانون اساسى . مردم هم همين معنايى را كه قانون اساسى گفته مىگفتند . پس شعارهاى مردمْ شعارِ موافق قانون اساسى بوده است كه شاه نيست شاه ؛ ما نمىخواهيم اين شاه را . و اين شعارى كه بگويد من سلطنت دارم و من سلطان هستم و من كذا هستم ، و اين اعمالى كه ايشان مىكند به عنوان سلطنت ، علاوه بر اينكه اعمالش بر خلاف قوانين اساسى . . . قانون اساسى است ، علاوه بر اين اصل ، اين نشستنش به « سلام » به عنوان سلطنت ، تاجگذارى به عنوان سلطنت ، همهء اينها خلاف قانون اساسى است . قانون اساسى ايشان را به سلطنت نشناخته ؛ وقتى نشناخت ، تمام او و تمام فروعى كه متفرع بر اوست بر خلاف قانون اساسى است . اشكالات قانونى بر سلطنت شاه در اين دولتِ بعد از آن دولت « 1 » هم اين صحبت را [ دائماً ] پيش مىآوردند كه هر كس قانون اساسى را قبول دارد ، اين اشخاصى كه در خارج مملكت هستند و زندگى مىكنند ، اينهايى كه در اروپا هستند ، اينهايى كه جاهاى ديگر هستند ، اينهايى كه قانون اساسى را قبول دارند بيايند ؛ هر كه قانون اساسى را قبول ندارد نيايد ! اينها مقصودشان همين بود ؛ يعنى هر كه قبول دارد كه اين شاه ، شاه است بيايد ، و هر كس قبول ندارد نيايد . اين هم روى اين ترتيبى كه من عرض كردم اين هم صحيح نبوده حرف اينها ، براى اينكه آن كسى كه شاه را قبول ندارد ، او موافق قانون اساسى هست حرفش نه آن
--> ( 1 ) - دولت نظامىِ غلام رضا ازهارى .