السيد الخميني

61

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

اينكه شاه باشد ، خود همين آقاى شاه هم گفتند كه در قانون اين طور است كه سلطنت يك موهبت الهى است كه مردم مىدهند به شخص سلطان ، خوب بايد ببينيم كه آيا مردم اين را اعطا كردند ، مردم اين را اعطا كردند به ايشان تا اينكه اگر شعارى بر خلاف داده شد ، شعار بر خلاف قانون اساسى باشد يا مردم اصلًا اطلاعى از اين مسائل نداشتند ؟ كودتاى رضا خانى اول كه رضا خان آمد روى كار ، با كودتا آمد و تهران را گرفت « 1 » و همهء كارهايى كه رضا خان كرد كارهاى سرنيزه‌اى بود . اصلًا به ملت كسى اعتنا نداشت ؛ چنانچه حالا هم به ملت اينها اعتنا ندارند . از اول كه او آمد روى كار ، آن را من يادم هست از وقتى كه او آمد ، شما شايد هيچ كدام يادتان نباشد - اكثراً البته - لكن خوب ، من شاهد قضايا بودم ، من يادم است همه را ايشان كودتا كرد و آمد تهران . و ابتدا هم خيلى اظهار ديانت و اظهار اسلاميت ، و در ماه محرّم ، در شبهاى ماه محرّم گاهى مىگفتند پابرهنه اين طرف آن طرف مىرود براى عزادارى ! و همهء اين تكيه‌هايى كه در تهران برپا بود ايشان مىرفت اين تكيه‌ها ، و پيش صاحب تكيه‌ها اظهار اسلاميت و اظهار ايمان مىكرد ! تا وقتى كه پايش يك قدرى مستقر شد . ابتدايش اين طور بود تا وقتى كه حكومتش يك حكومت مستقرى شد . آن وقت كه حكومت مستقر شد ، دست به نيزه و سرنيزه برد و كوبيد همهء اقشار ملت را . آن وقت هم مثل حالا نبود كه ، يعنى مثل اين يك سال كه ملت تحولى دَرش پيدا شده باشد كه [ بتواند ] « چرا » بگويد يا قيام بر خلاف بكند ، هيچ ابداً صحبت از اينكه يك مطلبى بر خلاف رأى رضا خان بگويند ، هيچ اين مسائل نبود . با سرنيزه آمد و با سرنيزه مجلس درست كرد بدون اينكه ملت اصلًا اطلاعى از وكلايش داشته باشد يا اطلاعى از مسائل اصلًا داشته باشد . رضا خان هم معلوم نبود كه خودش يك همچو كارى كرده باشد . ليستهايى از طرف - به طورى كه شاه مىگويد - ليست را از طرف سفارتخانه‌ها مىآوردند و مىدادند و همين ليست را كه افرادى [ بود ] كه كى وكيل كجا ، كى وكيل

--> ( 1 ) . 4 اسفند 1299 .