السيد الخميني

54

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

انسانى را دارند از بين مىبرند . همه جا نيروى انسانى از بين رفته است و خشكيده تقريباً . پس ايشان اگر بروند استقلال فرهنگى از بين مىرود ! كدام استقلال داريم كه از بين برود ؟ حالا شما برويد استقلال مىرود ، اين چه جور مىشود ديگر ، مملكت ما چه مىشود ، استقلالش از بين مىرود ! و ما استقلال مىخواهيم . وابستگى همه جانبه درد مملكت ما اين است كه استقلال ندارد . نه استقلال فرهنگ دارد ، نه استقلال ارتش دارد ، نه استقلال اقتصاد دارد . اقتصادش وابسته است . يك كار صحيح نمىكنند اينها . يك اقتصاد وابسته‌اى كه مونتاژ است - به اصطلاحشان - بايد از خارج بياورند بخرند ؛ ما [ مصرف‌كننده ] هستيم . بياوريم مصرف كنيم . همين . . . جفت كنيم اينجا ، يك مملكت مصرفى هستيم . يك زراعتى اين ايران داشت ، يك زراعت و كشاورزى ايران داشت كه محتاج نبود به خارج ؛ يعنى صادر مىكرد ، صادركننده بود . يعنى يك مملكت يك ناحيهء آذربايجانش ممكن بود ايران را اداره بكند ، يك ناحيهء خراسانش يا فارسش ممكن بود كه ايران را اداره بكند ؛ حالا رسيده به آنجايى كه خود اينها در حساب مىگويند كه سى روز يا سى و سه روز . . . براى مملكتمان [ غذا ] داريم ، باقىاش را بايد دستمان را دراز كنيم به غير . ايران ميدان چپاولگران تمام اين جهاتى كه اين مملكت ما ممكن الاستفاده بوده تمامش را به غير داده‌اند . « ملى » كرده‌اند مراتع را ! اينهايى كه من عرض مىكنم ، به من اشخاص با سند نوشته‌اند . من الآن پيشم نيست اين [ نوشته‌ها ] مع الأسف ، به نجف فرستاده بودند ، آنجا هست - حالا گم شده يا [ امحا ] شده نمىدانم - كه بهترين مراتع ، مرتعِ يك طرفى بود ، كه نوشته بود مراتع كجا ، بهترين مراتع كه وقتى كارشناسهاى انگلستان آمدند اينجا گفتند كه بهترين مراتعْ مرتعِ فلان جاى ايران است كه در آن همه [ گونه ] دامدارى مىشود كرد ؛ و اين را به ملكهء انگلستان و يك دستهء ديگرى دادند ! اين مراتع [ را ] . جنگلهاى ما « ملى » شده ؛