السيد الخميني

514

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

هم فهميده ، براى اينكه خوب ، چند روز پيش از اين پشت راديو ديديد كه اقرار كرد به همهء « اشتباهات » ، منتها اسمش را « اشتباهات » گذاشت لكن اقرار به اين كرد كه تا حالا هر چه شده است كارهاى خلاف [ بوده ] و از اين به بعد نمىشود . بنا بر اين ، يك مسأله‌اى است كه خود ايشان هم - حالا گاهى وقتها يك كاسه‌هايى كه از آش داغتر هم هست داريم ممكن است كه در بين مردم كه به حَسَبِ فكرْ عقب افتاده‌اند يا اينكه خير طمع دارند و باز ميل دارند كه شاه باشد و امريكايىها باشند ، اينها باز شاه را بخواهند تنزيهش كنند يا بگويند چه است ، ممكن است باشد - ولى خود ايشان هم تصديق كرد به اينكه در اين مدت اشتباهات بوده است . و ما هم عرض كرديم كه قضيهء « اشتباهات » نبوده و تعمدها بوده است ! و از آن وقت تا حالا هر چه كار كرديد شما بر ضد ملت كرديد . و سلطانى ، اگر چنانچه ما فرض هم بكنيم كه يك سلطانى باشد كه روى قوانين درست آمده باشد روى كار ، اگر چنانچه خيانت به يك ملتى كرد ، اين ديگر لياقت سلطنت ندارد و ساقط است . بطلان اصل رژيم سلطنتى بنا بر اين ، اين اصل اول و دوم كه اين نبايد باشد و رژيم سلطنتى يعنى يك رژيم كهنهء غلطى از اول بوده و اصلًا به حَسَب عقل هم يك مطلب غلطى است كه مثلًا در هفتصد سال پيش از اين يك جمعيتى - ما فرض كنيم كه اگر هم اين جور بوده ، با اينكه اين جور كه نبوده است اين ؛ اين را خوب ما مىدانيم از اول اين طور نبوده است كه با تصويب ملت روى كار آمده باشند ، سر سلسلهء قاجاريه را همه مىدانند كه . . . آمد و زد و گرفت و زدند و به هم زد اوضاع را ، خود رضا شاه را هم همهء ما ديديم او را ديگر ؛ آن شنيدنى است و اين هم ديدنى است كه ما كه يادمان هست ديديم كه ايشان هم آمد و گرفت و زد و چه كرد و با زور و با سرنيزه سلطه پيدا كرد و سلطنت پيدا كرد كه هيچ ابداً به ملت ارتباط نداشت ؛ حالا ما فرض مىكنيم كه نه ، يك سلطنتى را ملت آورده است روى كار - در هفتصد سال پيش از اين ملت ايران جمع شدند و يك سلطانى را ، خودش را و اعقابش را