السيد الخميني
461
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
اين است كه يك همچو حكومتى سر كار بيايد كه تخلف از قانون الهى نكند . پيغمبر اكرم از باب اينكه دستش دستى بود كه تخلف در تمام عمرش از كارهايى كه خدا فرموده بود نكرده بود ، اين دستْ دست خدا مىشود ، بيعتْ بيعت با خداست . از اينجايى كه كارهايى را كه كرده بود ، ارادهاش تابع ارادهء خدا ، كارش تابع كارهاى خدا ، حكومتش حكومت الهى است ، به او گفته مىشود كه تو تير نينداختى ، وقتى كه تير انداختى تو نبودى ، خدا تير انداخت . با اينكه پيغمبر تير انداخته بود اما ظل خدا بود ، هيچ حركتى از خود نداشت ، هر چه داشت تَبَع قانون بود ؛ قرآن مجسم بود پيغمبر ، قانون مجسم بود پيغمبر . ما يك حكومتى مىخواهيم كه قانون باشد ، تَبَع قانون باشد نه يك حكومتى كه تَبَع شيطان باشد . و شيطان مجسم باشد ، ابليس مجسم باشد در بين مردم ، مثل محمد رضا خان ! اينها ابليسند ، اينها لشكر ابليسند . اين دولت ابليس است و تابع ابليس است ، شيطان است و تابع شيطان است ؛ حكومت نظامى همان حكومت شيطانى است ! يك حكومتى است كه بر خلاف رضايت خدا و بر خلاف رضايت ملت است ؛ يك همچو حكومتى شيطانى است . ما مىخواهيم يك حكومت الهى باشد موافق ميل مردم ، رأى مردم ، و موافق حكم خدا . آن چيزى كه موافق با ارادهء خداست موافق ميل مردم هم هست . مردم مسلمانند ، الهى هستند ، وقتى ببينند عدالت را مىخواهد اجرا بكند . خدا مىخواهد عدالت در بين مردم اجرا بشود . خدا مىخواهد كه به حال اين ضعفا و طبقهء سوم يك فكرى بشود نه مثل حالا كه همهء قدرتها را روى هم گذاشتند ، يك عدهاى مىخورند تا تُخَمه « 1 » مىكنند ، يك عدهاى از گرسنگى ريختند اطراف تهران ، و نه آب دارند و نه برق دارند و نه نان دارند و نه چيزى دارند . مىخواهد عدالت باشد ! توبهء شاه براى فريب ملت بله ، اينها هى صداى عدالت اجتماعى و احكام مبين اسلام [ را ] مىگويند ؛ اين حرفها
--> ( 1 ) - ناراحتى معده ناشى از پرخورى .