السيد الخميني

460

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

خورده است . حالا دارند با تفنگ و مسلسل و اينها مىخواهند مردم را آرام كنند ؛ اعتصابات را مثلًا بشكنند . اين امكان ندارد . ايجاد آرامش با آزادى ملت ما كه مىگوييم شاه تا نرود آرامش براى مردم پيدا نمىشود ، با مطالعهء اوضاع ايران و كارهايى كه شاه براى خارجيها كرده و به نفع خارجيها كرده است ، خوب مطالعه شده است اين مسائل ؛ معلوم است كه ديگر نمىشود با اين حرفها كار را درست كرد . حالا هم اين تير آخرى را هم به تركش گذاشتند . و آن قدمِ بعد از اين ، اين است كه يك كودتاى نظامى بشود و شاه را ببرند و يك نوكر ديگرى بيايد ! آن هم فايده ندارد . تا دست ديگران ، مثل امريكا و شوروى و اينها در ايران كار مىكند نه آرامش براى مردم هست و نه اين اعتصابات را مىتوانند ختمش كنند . بايد آنها دست بردارند از ايران . ايران - ملت ايران - مىخواهد مستقل باشد ؛ مىخواهد آزاد باشد . بايد آزادى بدهند به ملت يعنى ملت را رها كنند به حال خودش ؛ فشار نياورند روى ملت كه با سرنيزه و توپ و تانك و اينها فشار بياورند كه مردم راضى بشوند ، مردم دلخوش بشوند . امكان ندارد يك همچو مطلبى . حكومت اسلامى ، موافق حكم خدا و ميل مردم ما هم كه حكومت اسلامى مىگوييم ، مىخواهيم يك حكومتى باشد كه هم دلخواه ملت باشد ، و هم حكومتى باشد كه خداى تبارك و تعالى نسبت به او گاهى بگويد كه اينهايى كه با تو بيعت كردند با خدا بيعت كردند - إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ « 1 » - يك همچو دستى حاكم باشد كه بيعت با او بيعت با خدا باشد . در جنگ هم وقتى كه تيرى انداخته است و رَمْيى كرده است ، باز خدا بفرمايد كه وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى « 2 » ؛ تو تير نينداختى ، خدا تير انداخت . دست او را دست خدا بداند ؛ ظل اللَّه باشد ، يد اللَّه باشد ، حكومتْ حكومت الهى باشد . ما حكومتى را كه مىخواهيم ، يك همچو حكومتى مىخواهيم . آرزوى ما

--> ( 1 ) - اشاره به آيهء 10 سورهء فتح : « آنان كه با تو بيعت مىكنند جز اين نيست كه با خدا بيعت مىكنند » . ( 2 ) - سورهء انفال ، آيهء 17 : « و آن گاه كه تير مىانداختى ، تو تير نمىانداختى ، خدا بود كه تير مىانداخت » .