السيد الخميني
385
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
توبهء شاه يعنى اعتراف به همهء جناياتش و اين اقرار به اين است كه تا حالا من اين كارهايى كه كردهام اشتباه بود ؛ اقرار به اين است كه من جرم مرتكب شدم ! در حضور ملتْ ايشان اقرار كرده است به اينكه من تا حالا آزادى را از ملت سلب كرده بودم و حالا مىخواهم كه از اين اشتباه دست بردارم ؛ و فهميدم كه اين كار اشتباهى بوده است و مىخواهم دست بردارم . اقرار به اين است كه مجلس ملى تا حالا نبوده است ، و مجلسِ سرنيزهاى بوده است ! و من اين را هم « اشتباه » كرده بودم ! انتخابات ديگر آزاد است ، آزاد مىشود ! اقرار به اين است كه اين قتل و غارتهايى كه توسط مأمورين من و اينهايى كه از ساواك و غيره ، من به ايشان امر كردم كه بكشيد و بزنيد ، اين اشتباهى بوده است ! و من از اين به بعد اين كار را نمىكنم . اقرار به اين است كه اين حبسهايى كه ما كرديم و اين علما و سياسيون و ساير طبقات را به حبس برديم ، و ده سال ، پانزده سال ، كمتر ، بيشتر ، اينها در حبس بودهاند ، اين يك اشتباهى بوده است كه خوب بود نشود ولى خوب ، شد لكن ديگر تكرار نمىشود و ما از اين به بعد از اين كارها نمىكنيم ! شما هم بياييد دست برداريد و من همان سلطان باشم و شما رعيت باشيد ! شما آرام باشيد كه من يك سلطنت آرامى ، دلخواهى بكنم ، من هم قول مىدهم و التزام مىدهم و ضمانت مىدهم كه ديگر از اين كارها نكنم ! اين آن دستى است كه « توبه نامه » را دارد . تشديد كشتار مردم همزمان با توبه نامهء فريبندهء شاه قرار اين بود كه ايشان بيايند در محضر ملت و اين حرفها را بزنند ؛ دنبال او نخست وزير « 1 » هم همين حرفها را تكرار كرده بود ، و هر دو مىگفتند كه اى ملت ! بياييد - به طبقات ملت كه قيام كردهاند - بياييد همهمان به فكر ايران باشيم ، در انديشهء ايران باشيم . بياييد دست از اين كارها برداريد كه ما همه در انديشهء ايران باشيم ! اين آن دست توبهاى كه در يك دستش توبه نامه بود . مصادف با همين توبه نامه ، يك دست ديگرى
--> ( 1 ) - غلام رضا ازهارى .