السيد الخميني
386
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
هم بلند كرد و با شدت شروع كردند به آدمكشى ، با شدت هر چه تمامتر . الآن در ايران مشغولند ؛ همين حالا ، الآن . ما امروز صبح از قم اطلاع داريم كه گفتند تا كنون قم اين طور نبوده ! اين جور انقلابى كه امروز در قم هست و آتش گرفته و آتشسوزى و تفنگ و فساد . آن كسى كه تلفن كرده بود به اينجا ، گفته بود كه قم تا كنون يك همچو چيزى به خودش نديده ! من حالا ديگر اطلاع از جاهاى ديگر ندارم لكن اين طور هست مسأله . زنجان هم كه مىگويند همين مسائل هست و شدت دارد . اين يك دست را اين طور گرفته است . وقتى آنجا نگاه مىشود : آقا استغفر اللَّه ! من توبه كردم ، غلط كردم ! يك دست هم اين طور گرفته شمشير را دارد مىزند به سر و كلهء مردم . خوب ، مردم باور كنند ؟ ! اگر باز دنبال اين مطلبْ نظامى نبود در كار و حكومتِ نظامى نبود و - مثلًا به خيال خودشان - يك حكومت ملى بود ، باز احتمال اين مىرفت كه چند نفر آدم بىاطلاع از عمقِ اشياء باور كنند . البته آنهايى كه مطالعه كردند دربارهء روحيهء اين شخص و ديدهاند كه سى سال ، بيست و چند سال اين چكاره بوده است و اين تبديل لباسها را از او ديدهاند ، تبديل چهرهها را از او ديدهاند ، كه يكوقت به يك چهرهء عابد زاهد در مىآيد و دنبالش به آن چهرهاى كه پنج پنج مىگيرد ! « 1 » اينها ديدهاند مردم اين را ، آنهايى كه اطلاع دارند از مسائل كه تو هر چيزى بگويى باور نمىكنند . اگر لا اقل با يك دست آمده بودى بيرون ، و همان قضيهء عذرخواهى در پيشگاه ملت و توبه نامه ، احتمال مىرفت كه يك دسته - مثلًا مردمى كه سطحى نگاه مىكنند - اينها باورشان بيايد . خوب ، اين هم براى تو يك چيزى بود كه يك دستهء سطحى نظرْ كن باورشان بيايد مطلب را - اگر آن دسته بگذارند كه اينها درست تفكر غلطى بكنند - لكن تو هر دو را با هم اجرا كردى ! آخر اين ناشيگرى است . يا آنهايى كه دارند تعليم مىدهند اين مسائل را ، غرض دارند با اين مردك و مىخواهند كلكش را بكنند منتها مستقيماً نمىخواهند اين كار را
--> ( 1 ) - اشاره به شعر عبيد زاكانى در منظومهء موش و گربه : سال يك موش مىگرفت از ما * آزش اكنون شده فراوانا اين زمان پنج پنج مىگيرد * چون شده مؤمن و مسلمانا !