السيد الخميني

89

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

منطق است ، يك كسى اسم آزادى را مىگذارد به آن چيزى كه شما مىگوييد شكنجه ! ايشان مىفرمايند به حسب اين منطق كه اين اشخاصى كه توى حبس الآن در اختناق واقع شده‌اند ، در حبس واقع شد [ ه ا ] ند ، در شكنجه واقع شده‌اند ، اينها هستند كه اعطاى آزادى به آنها كردم ! استقلال هم در منطق شاه يك چيز ديگر است : يك مملكتى كه همه چيزش پيوسته به غير است ، يك مملكتى كه به تمام ابعادش وابسته است ؛ و ايشان وابسته‌اش كرده . نمايندگان برگزيدهء امريكا شما خيال مىكنيد كه اين وكلايى كه شاه خودش انتصاب مىكند ، و به ملت هم كه مربوط نيست ، خودش است ؟ نخير ، اينها را سفارتخانه اسمهايشان را هم نوشته‌اند قبلًا ، مىآورند مىدهند اينجا ، اينها بايد وكيل بشوند . اين حالا نبوده ، در زمان رضا خان هم بود از سفارتخانه‌ها . منتها در يكوقت اين سفارت انگليس اين كارها را مىكرد ؛ سابقش هم لا بد سفارت روس مىكرده است ؛ حالا سفارت امريكا مىكند . شايد هم با هم باشند ؛ انگليس و شوروى و امريكا تفاهم كرده باشند . براى خوردن مال مردم تفاهم هم مىكنند : اين گازش را مىبرد ، اين نفتش را . اين وكلاى ما ديكتهء امريكاست . [ اگر ] از شاه هم بود ، مىگفتيم خوب باز اهل مملكت است ؛ با آنكه يك اهل مملكتِ اين جورى ما نمىخواهيم ، لكن اين خودش هم اين را نمىگويد ؛ اين را از آنجا مىنويسند كه اينها بايد وكيل بشوند ؛ او هم عيناً ارجاع مىدهد به دستگاههاى اجرايى ، مىگويد : اينها وكيل بشوند . مردم چه كاره‌اند ؟ به مردم چه كار دارند اينها ؟ مردم بايد دست تو سرشان [ زد ] . مردم بايد كار بكنند و هيچ نخورند . عمل بكنند و خوراك . . . ؛ چيزى كه از آنها پيدا مىشود به جيب ايشان برود ؛ و آنچه كه . . . زيادش آمد ، كارتر و امريكا زياد آمده ، به جيب عائلهء شاه برود و پهلوى . وضع مردم چه است ؟ وضع مردم كتك است ؛ خوب ، يك چيزى بايد بخورند ! كتك [ بخورند ] . رژيم شاه از ديد اسلام ما حرفمان اين است كه اين وضع بايد برچيده بشود . نمىشود اين طور . نمىشود كه