السيد الخميني

90

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

يك مملكتِ سى ميليونى يا بيشتر هميشه تحت فشار باشد . اين نمىشود ، اين مطابق هيچ منطقى نيست كه سى ميليون جمعيت « 1 » هميشه تحت فشار [ باشند ] و هميشه اين جمعيت كار بكنند و حاصل كارشان را ديگران ببرند . اين بايد درست بشود . اين وضع بايد آقا درست بشود . منطق اسلام اين است . اينها چه مىگويند ؟ با اين منطق حرفى دارند بگويند ؟ مىگوييد كه اسلام مرتجع است ، به شما چه ، « ارتجاع » است ؛ معنى ارتجاعش اين است كه آقا تو برو بيرون ، من مىخواهم خودم زندگى كنم . اين معنى ارتجاعى است كه اينها مىگويند . « اسلام ارتجاعى است » اين معنايش همين است كه اسلام مىگويد كه نبايد اينها ، ديگران به شما حكومت كنند . منع كرده حكومت ديگران را بر شما . بايد مستقل باشيد شما . البته به منطق اينها استقلال ، همان ارتجاع است ؛ تا پيوند به امريكا نباشيد و همه چيزمان زير دست او نباشد ، مترقى نيستيم ! اينها مىخواهند ما را مترقى كنند و به دروازهء تمدن برسانند و منطقشان اين است ! منطقها فرق دارد . اصطلاحات مردم فرق دارد با هم . منطق رسيدن به « دروازهء تمدن » همينهاست كه داريد مىبينيد ، الآن ايشان دارد عملى مىكنند اينجا ! امريكا ، مايهء عقب‌ماندگى الآن ، همين حالا كه ما نشسته‌ايم اينجا ، شما احتمال بدهيد كه در ايران چندين جا زد و خورد است ؛ مسلسل است . ما مىگوييم كه نمىخواهيم كه شما ما را به « دروازهء تمدن » برسانيد ؛ شما برويد بيرون ، ما خودمان مىدانيم . امريكا برود ؛ مستشارهاى امريكا بروند . اگر مستشارهاى امريكا رفتند ، ما خودمان زندگىمان را اداره مىكنيم ؛ ما خودمان اداره مىكنيم ؛ چه كار داريد شما ؟ شاه هم مىخواهد كه « رشد » بدهد ، ما اين رشدى كه ايشان مىخواهند بدهند ، نمىخواهيم . ما اگر توانستيم ، خودمان خودمان را رشد مىدهيم . اگر نتوانستيم ما خودمان مىخواهيم ، ما يك دسته اشخاص رعيتى هستيم كه مىخواهيم خودمان روى زمين خودمان گندم يا جو بكاريم ، و خودمان بخوريم . شمايى

--> ( 1 ) - رقم سى ميليون مربوط به جمعيت ايران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى است .